در شهر و بیشهر؛ مردمنگاری تجربۀ حاشیهنشینی در میان حاشیهنشینان محلۀ سعیدآباد (با تاکید بر ابعاد اقتصادی و مناسبات قدرت و مدیریت شهری)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای جامعهشناسی دانشگاه شهید بهشتی؛ گرایش بررسی مسایل اجتماعی ایران
2 عضو هیئت علمی و استادیار گروه جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی (ره)
3 کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2021.81423چکیده
بسط و بازتولید و دائمیشدن حاشیهنشینی، از موانع توسعۀ پایدار شهری است. یکی از جلوههای خاص و البته متمایز حاشیهنشینی در کلانشهرهای ایران و بهویژه تهران، اجتماعاتی مسکونی است که هرچند در درون بافت شهری و لابهلای سامان کموبیش منظم شهری جوانه زدهاند، ولی بهلحاظ فرم و ساختار با شهر پیرامون خود بیگانهاند و سهمی از شهر و امتیازات آن ندارند. این نوع از اجتماعات را که بهدلیل غیررسمیبودن اسکان در آنها ذیل ادبیات حاشیهنشینی موردبررسی قرار میدهند، بهطور متعارف «کلونی» مینامند. این تعبیر بهطور ضمنی بر خصیصۀ جزیرهمانند و پاییندستی و محروم این محیطها اشاره دارد. محله سعیدآباد از منطقۀ شادآباد تهران کلونیهایی معروف در عینحال مغفول! دارد. در این پژوهش سعی شده است با استفاده از الگوی دکتر فکوهی برای مردمنگاری شهری، توصیفی مردمنگارانه از «ابعاد اقتصادی» و «مناسبات قدرت و مدیریت شهری» در این کلونیها ارائه شود. نتایج حاکی از آن است که بهبود وضعیت زندگی یا خروج از این وضعیت مسکنگزینی، اتفاق یا رخدادی است نادر. تنها امکانی که باقی میماند اعمال تغییر یا تمهید امکانهای آن از بالا و بهواسطۀ نهادهای رسمی است. ولی اَشکال حضور نهادها و نمایندگان مدیریت شهری و عملکرد مبتنی بر نگرش کاروانسرایی به این محلها، منجر به شکلگیری مکانیزم «تبانی مبتنی بر عدماعتماد و بدبینی متقابل» شده است که امکان ایجاد تحول بنیادی از این مجرا را نیز منتفی میسازد.