بررسی تطبیقی ساختار آیینی نوروز سیاوشان و آکیتو برمبنای نظریّة اسطوره و آیین

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی گرایش ادبیات تطبیقی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

2 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران

doi
10.22067/jls.2022.74073.1213
چکیده

مدّعای اصلی نظریّة اسطوره و آیین، تأثیرگذاری اسطوره‌‌ها و آیین‌‌ها بر یکدیگر و درنتیجه وابستگی اسطوره به آیین است. بنا بر این نظریّه، اسطوره و آیین ساختاری مشترک دارند. سیاوش در فرهنگ ایرانی و تموز در فرهنگ سامی از ایزدان گیاهی و دو آیین «نوروز سیاوشان» و «آکیتو (نوروز بابلی)»، آیین‌های مرتبط با این اسطوره‌ها هستند. با توجّه به نظریّۀ اسطوره‌ و آیین، در این جستار ابتدا دو آیین مورد نظر را بررسی کرده و سپس به مقایسة ساختار «آکیتو» با «نوروز سیاوشان» و دیگر آیین‌های مرتبط باقی‌مانده از آن؛ مانند «عمونوروز» و «میر نوروزی» با عنوان الگووارة قربانی پادشاه مقدّس پرداخته‌ایم. یافته‌های پژوهش نشان داد که وجه اشتراک موجود در ساختار اسطوره-آیینی سیاوش و تموز، تکرار نمایشی هر سالة این آیین‌ها و تکرار الگوی مرگ و تولّد دوبارۀ شاه است. قربانی شاه رکنی اصلی است که برای بازگشت برکت به جامعه در هر دو آیین اجرا می‌شود. وجود دوگانگی سوگواری و شادخواری، برگزاری سوگواری‌ با محوریّت زنان، وجود مکان‌های مخصوص برای اجرای آیین و ساختن پیکرک ایزد از جمله شباهت‌های موجود در هر دو آیین است.