رابطه بین متغیرهای کلیدی اقتصاد و جرم: رهیافت مارکوف-سوئیچینگ
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشگاه سمنان
2 دانشیار اقتصاد دانشگاه ایلام
doi
10.22059/jsr.2021.81426چکیده
در این مطالعه با توجه به اهمیت موضوع جرم و اثرهای زیانبار اجتماعی_اقتصادی آن، پس از تصریح مدل به بررسی عوامل اقتصادی مؤثر (نرخ بیکاری، نرخ تورم و نرخ ارز حقیقی) بر جرم و جنایت با استفاده از مدل مارکوف_سوئیچینگ و دادههای سری زمانی (1360-1394) در ایران پرداخته شده است. محور اصلی مقاله دو متغیر جرم و بیکاری است و دیگر متغیرهای اثرگذار در قالب بردار متغیرهای کنترل وارد مدل شدهاند. نتایج نشان میدهد که رابطه بین بیکاری در سطوح بالای جرم مثبت و مستقیم بوده و در سطوح پایین جرم رابطه منفی وجود دارد، و دیگر متغیرهای اقتصادی نیز مانند نرخ ارز حقیقی، نرخ تورم اثر مثبت بر ارتکاب جرائم دارند. جرم بهعنوان یک پدیده اجتماعی همانند دیگر پدیدههای اجتماعی، دارای ابعاد مختلفی است و عوامل متعددی میتواند در پیدایش آن نقش داشته باشد و به همین دلیل تغییر و تحول پدیدههای اجتماعی به کندی صورت میگیرد. بنابراین اگر محیط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در میزان جرم تأثیر مستقیم دارد، به صرف تشدید مجازات برای مجرمان یا برخورد شدید نیروهای انتظامی با آنان یا ایجاد رفاه اقتصادی و بالا بردن سطح معیشت زندگی، نمیتوان از بروز جرائم در یک کشور جلوگیری نمود، بلکه پیشگیری از ارتکاب جرائم افراد، تلاش همهجانبهای را در تمامی ابعاد طلب میکند تا بتوان در این زمینه به موفقیتهایی دست یافت.طبقهبندی JEL: D78, K14, C22.