روایت تجربۀ سیل‌زدگی در بین کنشگران اجتماعی شهرستان پُلدختر

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد جامعهشناسی دانشگاه اصفهان

2 مربی گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

3 دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه اصفهان

doi
10.22059/jsr.2021.81428
چکیده

سیل یکی از بلایای طبیعی است. فهمِ ما از سیل به‌مثابه یک فاجعه، تفسیری برساختی است. در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا با رویکرد غیرمتمرکز و برساختی، روایت سیل را در تجربه زیستۀ سیل‌زدگان مورد شناسایی قرار دهیم. سؤال اصلی تحقیق این است: مردم شهرستان پلدختر فاجعۀ سیل را چگونه روایت می‌کنند. برای پاسخ به این سؤال در سنت تحقیق کیفی در چارچوب روش تحلیل روایت و مصاحبه کیفی با هجده نمونه به جمع‌آوری اطلاعات و تحلیل آن پرداخته‌ایم. نتایج این مطالعه نشان می‌دهد فهم سیل‌زدگان در چارچوب نقصان‌ها و ناکارآمدی تکنوکراتیک و همچنین ذیل پارادایم دینی به‌مثابه عقوبت الهی و کفاره گناهان است. سیل نظم مفروض و مستقر جوامع را بر هم می‌ریزد و کرامت سیل‌زدگان را مخدوش کرده و رخدادهایی نظیر آوارگی، تحقیر و تبعیض برای آن‌ها ایجاد می‌کند. فاجعۀ سیل همچنین دیالکتیکی از همکاری و تفرقه ایجاد کرده که سامان اجتماعی را دستخوش تغییر می‌سازد. روایت سیل‌زدگان از وضعیت پساسیل همچنین گویای آن بود که سیل و بحران به بارآمدۀ پس از آن در یک موقعیت پسینی نوعی نارضایتی محلی و عمومی ایجاد می‌سازد که می‌تواند سیل را سیاسی کرده و سرمایه اجتماعی را دچار نوسان نماید. همچنین در پیوستار فاجعه، آسیب‌پذیری سیل‌زدگان دو سویۀ فرهنگی و مادی دارد که در تجربیاتی نظیر فقدان و محتاج‌شدن نمود پیدا می‌کند. تاب‌آوری اجتماعی و سَر کردن با فاجعه نیز با توسل به نظام‌های معنابخش دینی و ایدۀ نجاتِ خود به‌رغم مرگ دیگری و تجربۀ فقدانْ تحقق پیدا می‌کند.