استنباط بیزی برای مطالعه کنترل ژنتیکی تحمل به تنش کمآبی در گندم با استفاده از روش LASSO
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه به نژادی و بیوتکنولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 دانش آموخته دکتری، گروه بهنژادی و بیوتکنولوژی گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه تبریز،تبریز، ایران
3 استادیار، گروه بیوتکنولوژی، پژوهشکده علوم محیطی، پژوهشگاه علوم و تکنولوژی پیشرفته و علوم محیطی، دانشگاه تحصیلات تکمیلی صنعتی و فناوری پیشرفته، کرمان، ایران
doi
10.22124/c.2018.7723.1305چکیده
خشکی مهمترین تنش غیرزیستی است که بهطور جدی تولید و کیفیت محصول گندم ایران را تحت تاثیر قرار میدهد. اطلاعات درباره کنترل ژنتیکی توارث تحمل به تنش برای تعیین نوع برنامه اصلاحی و تولید ارقام متحمل ضروری است. در این مطالعه، استنباط بیزی با بهکارگیری روش LASSO برای شناسایی مهمترین آثارژنتیکی مرتبط با تحمل به خشکی در چارچوب روش تجزیه میانگین نسلها مورد استفاده قرار گرفت. بههمین منظور آزمایشهایی شامل دو جفت تلاقی بین ارقام حساس و متحمل (هامون × دریا و سپاهان × مروارید) و نسلهای حاصل از تلاقی آنها برای دو سال بهصورت کرتهای خردشده در دو شرایط آبیاری مطلوب و قطع آبیاری از زمان گردهافشانی بر پایه طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار اجرا شدند. استنباط بیزی یک روش جایگزین مناسب است که دانش پیشین موجود (توزیع پیشین) را با اطلاعات حاصل از دادهها ترکیب میکند و یک توزیع احتمالی (توزیع پسین) را نتیجه میدهد که از تمام اطلاعات برای تفسیر ساختار ژنتیکی برخوردار است. LASSO یک روش موثر برای اعمال انقباض و گزینش بر آثارمدل است. ضرایب آثارغیرمهم در مدل به سمت صفر منقبض میشوند و از مدل کنار گذاشته میشوند، در حالیکه انقباض کمتری برای ضرایب مهم بهکار برده میشود. از آنجا که عمل ژنی افزایشی، غالبیت و اپیستازی در توارث عملکرد دانه در شرایط تنش و غیرتنش درگیر بودند، روشهایی که از تمام آثارژنی استفاده کنند، مانند گزینش دورهای و به دنبال آن روش شجرهای میتواند روشی سودمند برای بهبود تحمل به تنش خشکی باشد.