ارزیابی برهمکنش ژنوتیپ × محیط برای عملکرد دانه ژنوتیپهای گندم دوروم تحت شرایط دیم و آبیاری تکمیلی با استفاده از مدلGGE بایپلات
نویسندگان
1 استادیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحدکرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران
2 دانشجوی سابق کارشناسی ارشد، گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحدکرمانشاه، دانشگاه آزاداسلامی،کرمانشاه، ایران
3 استادیار پژوهش، موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، معاونت سرارود، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22124/c.2018.9127.1365چکیده
تعیین سازگاری و پایداری عملکرد دانه ارقام زراعی یکی از مراحل مهم و پرهزینه در برنامههای اصلاحی است که بهدلیل برهمکنش ژنوتیپ در محیط (G×E) بهسادگی امکانپذیر نیست. بهمنظور بررسی برهمکنشG×E در گندم دوروم، آزمایشی با 16 ژنوتیپ تحت دو شرایط دیم و آبیاری تکمیلی در مزرعه پژوهشی معاونت موسسه تحقیقات کشاورزی دیم (ایستگاه سرارود کرمانشاه) طی سه سال زراعی (93-1391) انجام شد. از روش آماری GGEبایپلات (اثرژنوتیپ + برهمکنشG×E) برای ارزیابی پایداری و سازگاری ژنوتیپها در محیطهای مورد بررسی استفاده شد. نتایج تجزیه واریانس مرکب عملکرد دانه نشان داد که اختلاف بین آثار اصلی ژنوتیپ و محیط و برهمکنش G×E در سطح احتمال یک درصد معنیدار بود. بزرگی برهمکنش G×E تقریباً دو برابر اثر اصلی ژنوتیپ بود که بیانگر وجود محیطهای کلان در آزمایش است. بر اساس تجزیه GGE بایپلات برای عملکرد دانه، محیطها به سه محیط کلان تفکیک و ژنوتیپهای سازگار برای هر محیط کلان تعیین شدند. ژنوتیپG13 با عملکرد 2169 کیلوگرم در هکتار بهترین ژنوتیپ از لحاظ ترکیب عملکرد و پایداری بود. لاینهای اصلاحیG3وG15بهترتیب با عملکرد 1960 و 3041 کیلوگرم در هکتار دارای بیشترین میانگین عملکرد تحت دو شرایط دیم و آبیاری تکمیلی بودند. نتایج این تحقیق نشان داد که امکان گزینش ژنوتیپهای با عملکرد بالا و پایدار نسبت به شاهد آزمایش (رقم ساجی) وجود دارد که بیانگر بهبود ژنتیکی در برنامههای اصلاحی گندم دوروم تحت شرایط متغیر محیطی است.