تبیین رئالیستیِ بسترها و مکانیسم‌‌های میانجی در شکل‌گیری آسیب‌‌های اجتماعی (مورد مطالعه: ناحیۀ نایسر سنندج)

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی ،دانشگاه گلستان

doi
10.22059/jsr.2020.78506
چکیده

یکی از مهم‌ترین مسائل مربوط به سنندج که در سال‌های اخیر بیش از همه در رسانه‌‌های محلی، منطقه‌ای و ملی بازنمایی شده، مسئلۀ ‌حاشیه‌نشینی است. مهم‌ترین مسئلۀ ‌حاشیه‌نشینی نیز نقش آن در گسترش آسیب‌‌های اجتماعی است. بر این اساس هدف مطالعۀ حاضر شناسایی آسیب‌‌های اجتماعی و بسترها و مکانیسم‌‌های مؤثر در شکل‌گیری این آسیب‌ها بوده است. مبنای نظری پژوهش رویکرد رئالیسم انتقادی بوده و در بخش روش نیز از روش ترکیبی استفاده شده است. در بخش تجربی نیز، بزرگ‌ترین ناحیۀ ‌حاشیه‌نشین سنندج، یعنی نایسر به عنوان بستر مورد مطالعه انتخاب شده است. یافته‌‌های پژوهش نشان داد که آسیب‌‌های اجتماعی این ناحیه را می‌توان را در سه ردۀ جدی، متوسط و کم اهمیت دسته‌بندی کرد. در عین حال، مهم‌ترین مکانیسم‌‌های میانجی این آسیب‌ها تبعیض اداری و شهری، انگ بدنامی و‌ عدم‌تعلق مکانی است. در نهایت اینکه بستر‌های مؤثر در شکل‌گیری آسیب‌‌های اجتماعی نیز محدودیت امکانات و صور گوناگون آن، فقر اقتصادی و فرهنگی و ناهمگونی فرهنگی است.