بازاندیشی و ازخودبیگانگی در تحصیلات دانشگاهی
نویسندگان
1 عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم
doi
10.22059/jsr.2020.78508چکیده
امروزه آموزش دانشگاهی از تربیت متخصص فراتر رفته و به بخشی از پرورش عمومی شهروندان تبدیل شده است. منظور از «پرورش عمومی» در این مقاله عبارت است از ساخته شدن «خود». مفروض نظری مقاله آن است که «خود» حین ابراز خود ساخته میشود؛ یعنی حین مواجهه با جهان بیرون و ایجاد تغییر در آن. این، خودی زمینهمند و بازاندیش است. در مقابل خودی زمینهزدوده وجود دارد که منفک از جامعه و گسسته از زمینه است. از منظر چنین خودی جامعه جمع جبری مجموعۀ افراد است. این، خودِ بیگانهشده است. پرسش آن است که از بین دو موقعیت تحصیلیِ «علوم طبیعی» و «علوم انسانی» در کدام موقعیت امکان بیشتری برای ساخته شدن خود زمینهمند و بازاندیش وجود دارد؟ پژوهش از طریق مصاحبۀ عمقی با دانشجویان انجام شد. دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران به عنوان نمایندۀ فضای علوم انسانی و دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران به عنوان نمایندۀ فضای علوم طبیعی درنظر گرفته شد و از هر دانشکده با 15 دانشجو مصاحبه شد. نتایجِ تحلیل مصاحبهها نشان داد که موقعیت تحصیل در فضای علوم اجتماعی امکان بیشتری برای پرورش خود بازاندیش و زمینهمند فراهم میآورد.