تحلیل روابط دولت و جامعه و نقش آن در شکلگیری مسائل اجتماعی و وضعیت آنومیک در جامعه
نویسندگان
1 دکترای جامعهشناسی دانشگاه تهران
2 دانشیار و عضو هیئت علمی گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2020.78752چکیده
این مقاله به شیوة تحلیلی، انواع روابط دولت و جامعه را در شکلگیری مسائل اجتماعی مورد بررسی قرار میدهد. هدف اصلی مقاله تحلیل نقش دولت و جامعه، و ظرفیتهای دولت در قبال جامعه و ظرفیتهای جامعه در همکاری و همافزایی با دولت در مواجه با مسائل اجتماعی است. فرض مقاله این است چنانچه روابط دولت-جامعه در همکاری با یکدیگر دچار بیثباتی، ازهمگسیختگی و شکنندگی شود، بافت اجتماعی (جامعه) و قاعدهمندی مدیریت سیاسی (دولت) با ضعف عملکردی مواجه خواهد بود و این یکی از نشانههای پیکرهبندی اجتماع آنومیک است که در آن جامعه و دولت دچار زوال میشود. در این فرآیند، انواع روابط دولت-جامعه در انتظامبخشی و روند تحول جامعه تأثیر میگذارند و هرگونه شکنندگی و ضعف در این رابطه، به وضعیت آنومیکا دامن زده و سرانجام باعث شکلگیری انواع مسائل اجتماعی میشوند. بنابراین، انواع روابط دولت-جامعه (جامعه منفعل-دولت فعّال، جامعه منفعل -دولت منفعل، جامعه فعّال- دولت منفعل، و جامعه فعّال -دولت فعّال) در استفاده از ظرفیتهای خود میتوانند وضعیت آنومیک را دامن بزنند که یکی از پیامدهای ازهمگسیختگی روابط بین دولت و جامعه، بروز شکنندگی و بحرانهای اجتماعی در جامعه است که ظهور انواع مسائل اجتماعی یکی از این موضوعات در جامعه محسوب میشود.