بررسی جایگاه زنان بزهدیده در قانون آیین دادرسی کیفری با رویکردی تطبیقی
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی دانشگاه تهران
2 دانشیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcl.2022.330310.634244چکیده
گرچه هدف سنتی در آیین دادرسی کیفری پیشبینی تضمینهایی منصفانه در راستای حمایت از حقوق متهم بود، اما تحت تأثیر آموزههای بزهدیدهشناسی، مطالباتی اجتماعی شکل گرفت تا جایگاه بزهدیدگان در فرایند دادرسی کیفری بیش از گذشته مورد توجه قانونگذار قرار گیرد که در نهایت به تغییر و نوآوریهای قانونی در بسیاری از کشورهای توسعهیافته ازجمله ایالات متحده برای ارتقای جایگاه بزهدیدگان انجامید. در این نوشتار تلاش شد تا به شیوۀ توصیفی- تحلیلی بررسی شود که آیا قانونگذار داخلی در نگارش قانون آیین دادرسی کیفری نظیر برخی کشورهای توسعهیافته، توجهی به آموزههای بزهدیدهشناسی در بهبود وضعیت زنان بزهدیده در فرایند دادرسی و تلاش برای پیشگیری از تشدید یا تکرار بزهدیدگی آنان داشته است یا خیر؟ در پاسخ باید گفت بررسی انتقادی ساختار متهممدار قانون آیین دادرسی کیفری نشان میدهد که قانونگذار برای پیشگیری از تشدید یا تکرار بزهدیدگی افراد بهطور کلی و زنان بزهدیده بهطور خاص، در فرایند دادرسی گام مؤثری برنداشته است. بیتوجهی به پرورش ضابطان آموزشدیده برای تعامل مناسب با زنان بزهدیده، پررنگ بودن برخی نگاههای جنسیتی و آموزههای بزهدیدهشناسی علمی در مقصر دانستن بزهدیده بهویژه در خشونت جنسی و یا کوتاهی در پیشبینی حمایتهای خاص ازجمله کلانتریهای تخصصی بانوان یا تدابیری برای تقویت امنیت خاطر بزهدیده در جلسۀ محاکمه را میتوان نمونههایی از کاستیهای بررسیشده در این نوشتار دانست.