بدن زیسته: کشاکش جامعه و بدن (واکاوی پدیدارشناختی روایت زنان از بدن)

نویسندگان

1 پژوهشگر مسائل اجتماعی وجرم شناس

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی اقتصادی وتوسعه دانشگاه تبریز

doi
10.22059/jsr.2020.78518
چکیده

اهمیت بدن و رابطه‌مندی آن با قلمرو‌های اجتماعی، فرهنگی، تاریخی و مکانی که امروزه در جامعه‌شناسی بدن بدان پرداخته می‌شود، انسان را نوعی عامل جسم‌مند تعریف می‌کند. بدن زیسته مفهومی است که نشان می‌دهد که بودن در جهان و آگاهی انسان تا حد زیادی توسط بدن معین می‌شود. شناخت تجربه زنان و درک و تصویر از بدن‌شان در جامعه امری است که این مقاله در صدد مطالعه آن است. محقق با هدف شناخت، توصیف و تشریح این امر از روش کیفی و رویکرد پدیدارشناسی تفسیری استفاده کرده است. مشارکت‌کنندگان در مطالعه، 26 نفر زن در شهر سنندج می‌باشند که تحت مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. مشارکت‌کنندگان به صورت نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته‌‌های حاصل از توصیف و روایت زنان از بدن زیسته شامل شش مقوله اصلی است: بدن به‌مثابه ناموس-بدن، ابژۀ جنسی-بدن ابزار سلطه نمادین مرد در جامعه-بدن همچون دستگاه بازتولید نسل-بدن‌ سرمایه‌ای جنسی-بدن علیه پدرسالاری. یافته‌ها نشان می‌دهد که وضعیت حاکم بر بدن زنان و تصورات و ذهنیت آنان از بدن، بیش از آنکه حاصل نوعی انتخاب جمعی زنان باشد، امری ابژکتیو است که از وضعیت اجتماعی-تاریخی موجود در سنندج ریشه گرفته است.