حل تعارضات اخلاقی برپایه اخلاق فضیلت
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام دانشگاه امام صادق(ع)
doi
10.22091/pfk.2007.286چکیده
حلّ تعارض اخلاقی، مستلزم تصمیمگیری است. از این رو، هرگونه شیوة پیشنهادی برای حلّ تعارض اخلاقی، در حیطه عقلانیت عملی میگنجد. عقلانیت عملی بر عقلانیت نظری مبتنی است. عقلانیت عملی و نظری، دو رویکرد واقعگروانه و ایدهآلگروانه را دارد. رویکردهای ایدهآلگروانه در عقلانیت نظری، درپی دستورعملهای معرفتی، یقین بمعنی الاخص را طلب میکنند و در عقلانیت عملی، بهترین انتخاب ممکن را خواهانند. با وجود این رویکردهای ایدهآلگروانه به چندین گونه مشکل برمیخورند. با قدم نهادن به رویکردهای واقع گروانه به دو حقیقت ره مییابیم. نخست آنکه هر وضعیت، یک امر منفرد و هر شخص دارای ویژگیهای خاص معرفتی است و لذا امکان ارائه شیوههای حلّ تعارض کلی و تعمیمپذیر حتی در حیطه خاص وجود ندارد؛ دوم آنکه پذیرش دستهای از گزارهها، امری ارادی است (ارادهگروی غیر مستقیم) و لذا محیط ادراکی و باورهای قبلی فرد در پذیرش باور و تعمیمسازیهای مبتنی بر آن نقش دارند. با توجه به تأکید فراوان دین بر آموزههای اخلاقی، آموزشهای دینی از طریق الگوهای عملی (اخلاق فضیلت محور) تاثیر بسیار مثبتی در حلّ تعارضهای اخلاقی میتواند داشته باشد.