مسئلهمند شدن جوانی: مطالعهای تاریخی دربارۀ رؤیت پذیر شدن جوانی در ایران معاصر
نویسندگان
1 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی دانشگاه علم و فرهنگ تهران
2 عضو هیئت علمی دانشگاه علم و فرهنگ تهران- گروه مطالعات فرهنگی
doi
10.22059/jsr.2020.75858چکیده
پژوهش حاضر با هدف فهم چگونگیِ رؤیتپذیر شدنِ جوانی برای علوم انسانی ایران انجام شده است. این پژوهش با تأکید بر دیرینهشناسی و تبارشناسی تلاش دارد آغازین لحظاتِ شکلبندیِ جوانی همچونِ ابژۀ دانش-قدرت را بررسی کند و نشان دهد که جوانی چگونه پروبلماتیک (مسئلهمند) شده است. از این رو از یک سو با بررسی نهادهایی که در فاصلۀ سالهای 1330 تا 1350 حول جوانی شکل گرفتهاند، منطق کردارها را پی میگیرد و در سطح بعد با بررسی متونی که در این دههها دربارۀ جوانی نوشته شدهاند به بررسی گفتمانهایی میپردازد که جوانی را رؤیتپذیر و بدل به مسئله کردهاند. یافتهها نشان میدهند که چهار گفتار دینی، حقوقی، جامعهشناسانه و روانشناسانه در همدستیِ استراتژیکی که با یکدیگر دارند در چارچوب منطق توسعه و پیشرفت، جوانی را بدل به موضوعی برای آسیبشناسی میکنند. از این حیث آغازین لحظات شکلبندیِ جوانی همچون ابژۀ دانش-قدرت همراه است با آسیبشناسانه خواندن جوانی. این یافتهها با نظر به منطقِ رایج مطالعات آسیبشناسی اجتماعی در ایران امروز مورد بحث و بررسی قرار میگیرند.