تأثیر حاد یک جلسه موسیقی‌درمانی با ساختارهای ریتمیک مختلف بر پارامترهای گام‌برداری افراد مبتلا به MS

نویسندگان

1 کارشناس ارشد بیومکانیک ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

2 دانشیار گروه بیومکانیک ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

3 استادیار گروه بیومکانیک ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه شهید باهنر کرمان

doi
10.22084/rsr.2016.1589
چکیده

زمینه و هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر حاد یک جلسه موسیقی‌درمانی با ساختارهای ریتمیک مختلف بر پارامترهای گام برداری زنان مبتلا به MS بود. روش بررسی: 15 آزمودنی زن مبتلا به بیماری MS برای شرکت در این تحقیق انتخاب شدند. برای جلسه تمرینی حین راه رفتن از ساختارهای ریتمیک 4/2، 4/4 و 8/6 استفاده شد و گام­ برداری آزمودنی ­ها بوسیله سیستم سه بعدی آنالیز حرکت با 6 دوربین ثبت شد. تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها به وسیله نرم ­افزار SPSS v22 و با استفاده از آزمون تی­ همبسته و آنالیز مکرر واریانس در سطح معنی ­داری 05/0 انجام گرفت. یافته ­ها: نتایج آزمون تی همبسته نشان داد که یک جلسه موسیقی‌درمانی با ساختارهای ریتمیک بر پارامترهای گام برداری افراد مبتلا به MS به طور کلی تأثیر معنی‌داری نداشته است (تنها تفاوت­ های معنی‌دار مربوط به میزان 4/2 و پارامتر مدت‌زمان سوینگ (009/0=P)، میزان 4/4 و پارامترهای مدت‌زمان یک گام (030/0=P)، عرض گام (032/0=P) و سرعت گام­برداری (005/0=P) و میزان 8/6 و پارامتر مدت‌زمان سوینگ (012/0=P)بود). نتایج آزمون مکرر واریانس نیز نشان داد که علیرغم تأثیر مثبت بیشتر دو میزان 4/2 و 4/4 بر پارامترهای گام ­برداری نسبت به میزان 8/6، اما بین ساختارهای ریتمیک 4/2، 4/4 و 8/6 تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. نتیجه ­گیری: نتایج نشان­ دهنده تأثیر مثبت یک جلسه موسیقی‌درمانی با میزان­ های مختلف بر پارامترهای گام ­برداری افراد مبتلا به MS بود. همچنین با توجه به کمترین تأثیر مثبت هنگام راه رفتن با ساختار ریتمیک 8/6 نسبت به دو میزان دیگر، به نظر می ­رسد افراد مبتلا به MS بیشترین تطابق‌پذیری را با توجه به ساده­ تر بودن ساختار ریتمیک 4/2 و 4/4 با این میزان­ ها دارند.   زمینه و هدف: هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر حاد یک جلسه موسیقی‌درمانی با ساختارهای ریتمیک مختلف بر پارامترهای گام برداری زنان مبتلا به MS بود. روش بررسی: 15 آزمودنی زن مبتلا به بیماری MS برای شرکت در این تحقیق انتخاب شدند. برای جلسه تمرینی حین راه رفتن از ساختارهای ریتمیک 4/2، 4/4 و 8/6 استفاده شد و گام­برداری آزمودنی­ها بوسیله سیستم سه بعدی آنالیز حرکت با 6 دوربین ثبت شد. تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها به وسیله نرم­افزار SPSS v22 و با استفاده از آزمون تی­همبسته و آنالیز مکرر واریانس در سطح معنی­داری 05/0 انجام گرفت. یافته­ها: نتایج آزمون تی همبسته نشان داد که یک جلسه موسیقی‌درمانی با ساختارهای ریتمیک بر پارامترهای گام برداری افراد مبتلا به MS به طور کلی تأثیر معنی‌داری نداشته است (تنها تفاوت­های معنی‌دار مربوط به میزان 4/2 و پارامتر مدت‌زمان سوینگ (009/0=P)، میزان 4/4 و پارامترهای مدت‌زمان یک گام (030/0=P)، عرض گام (032/0=P) و سرعت گام­برداری (005/0=P) و میزان 8/6 و پارامتر مدت‌زمان سوینگ (012/0=P)بود). نتایج آزمون مکرر واریانس نیز نشان داد که علیرغم تأثیر مثبت بیشتر دو میزان 4/2 و 4/4 بر پارامترهای گام­برداری نسبت به میزان 8/6، اما بین ساختارهای ریتمیک 4/2، 4/4 و 8/6 تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. نتیجه­گیری: نتایج نشان­دهنده تأثیر مثبت یک جلسه موسیقی‌درمانی با میزان­های مختلف بر پارامترهای گام­برداری افراد مبتلا به MS بود. همچنین با توجه به کمترین تأثیر مثبت هنگام راه رفتن با ساختار ریتمیک 8/6 نسبت به دو میزان دیگر، به نظر می­رسد افراد مبتلا به MS بیشترین تطابق‌پذیری را با توجه به ساده­تر بودن ساختار ریتمیک 4/2 و 4/4 با این میزان­ها دارند.