بررسی جامعهشناختی-تاریخی امنیت زن در اجتماع و عوامل تأثیرگذار بر آن
نویسندگان
1 عضو هیات علمی و معاون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
2 استادیار گروه جامعه شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
10.22059/jsr.2020.75862چکیده
این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفههای امنیت اجتماعی زنان در بستر جامعهشناسی تاریخی برآمد که برای این منظور پس از مرور ادبیات موجود در این باره، به گردآوری دادههای تاریخی پرداخت. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که امنیت اجتماعی دارای دو بعد ذهنی و عینی است که برآیند دیالکتیکی آنها منجر به برسازیِ آن میگردد. در تاریخ شاهنشاهیِ ایران که اسناد زیادی از فعالیتهای زنان، به ویژه زنان طبقۀ فرادست وجود دارد، زنان دورۀ قاجار با حمایتهای خانوادگی و حمایت سازمانهای مذهبی، فعالیتهای محدودی در دربار و مشارکتهایی در مراسم خیریه و مذهبی داشتند. در دورۀ رضاشاه که بعد عینیِ امنیت اجتماعی برسازی شد، تشکلها و انجمنهای زنان دوباره شروع به فعالیت کردند؛ اما به دلیل همفراخوان نشدن ابعاد عینی و ذهنیِ امنیت اجتماعی، فعالیتها و مشارکتهای آنان گسترش زیادی پیدا نکرد. دورۀ محمدرضاشاه، دورهای از تاریخ شاهنشاهیِ ایران بود که با تصویب قوانین حمایت از حقوق زنان و خانواده و دادن حق رأی به زنان، حمایتهای دولتی برای سامان یافتن ابعاد عینیِ امنیت اجتماعی شکل گرفت و باز شدن فضا برای فعایتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز احساس امنیت را برای زنان به وجود آورد. نکتۀ مهم این است که امنیت اجتماعی با بسترهای طبقاتی زنان و خاستگاه طبقاتیِ آنان ارتباط دارد و حمایتهای اجتماعی اعم از خانوادگی، دولتی و سازمانهای اجتماعی نقش عمدهای در شکلگیریِ امنیت اجتماعیِ زنان دارد.