تحلیل تطبیقیـتاریخی موانع توسعۀ نهادهای سیاسی مشارکتی در ایران: بررسی دوران انقلاب مشروطه و ملیگرایی
نویسندگان
1 استاد گروه جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبائی
2 دکتری جامعه شناسی، دانشگاه علامه طباطبائی
doi
10.22059/jsr.2019.75864چکیده
نهادهای سیاسی مشارکتی، شامل شیوههای نهادمندِ پاسخ به تقاضاهای سیاسی، از قبیلِ نهادهای مدنی و شهروندی، انتخابات و نهادهای انتخابی، آزادی بیان، روزنامهها و مطبوعات و مواردی از این دست میباشند که به نظر اندیشمندی همچون چارلز تیلی اینها میتوانند منجر به دموکراتیزاسیون یا افزایش فراگیری، برابری، حمایت و تعهد متقابلِ حقوقی میان دولت و شهروندان شوند. در تاریخ معاصر ایران، از عصر ناصری تا وقوع انقلاب اسلامی، در بزنگاههای تاریخی گوناگون، فرصتهای متعددی برای تکوین و توسعۀ همهجانبۀ این نهادها مهیا شده که اکثراً بهدلایل متعددِ داخلی و بینالمللی، دود شدند و به هوا رفتند. بهطور معمول، دولت خودکامه، یکی از عوامل اصلی این عدم موفقیت در نظر گرفته شده است، اما، در این مقاله، با استفاده از روش تحلیل تطبیقیـتاریخی، و با ارائۀ یک چارچوب نظری تلفیقی، و بررسی موانع توسعۀ آن نهادها در دورههای موسوم به مشروطه و ملیگرایی نشان داده شده است که دولت اگرچه نقشی تعیینکننده در فرایند دموکراتیزاسیون داشته است، اما، در عین حال، خود متأثر از نظامـجهان است، و این رابطه، همزمان با نقش سلبیِ فرهنگ سیاسی و سازمانهای سیاسی، برخی از مهمترین موانع اصلی توسعۀ نهادهای سیاسی مشارکتی در ایران را تشکیل میدهند.