برآورد پارامترهای ژنتیکی برخی صفات مرفوفیزیولوژیک گندم نان با استفاده از تلاقیهای دایآلل
نویسندگان
1 استاد پژوهش، موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گچساران، ایران
2 دانشیار گروه زراعت و اصلاح نباتات، واحد رشت، دانشگاه آزاد اسلامی، رشت، ایران
3 استادیار پژوهش، موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گچساران، ایران
4 دانشیار پژوهش، موسسه تحقیقات کشاورزی دیم کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مراغه، ایران
doi
10.22124/c.2018.6037.1237چکیده
بهمنظور برآورد پارامترهای ژنتیکیبرخیصفات مورفوفیزلوژیک در گندم نان،شش ژنوتیپگندم و بذرهای حاصل از تلاقی دایآلل یکطرفهآنها در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی با سه تکرار در سال زراعی 93-1392 در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم گچساران ارزیابی شدند. بررسی ضریب رگرسیون نشان داد که فرضیات مدل افزایشی- غالبیت برای صفات تعداد روز تا ظهور سنبله و رسیدگی فیزیولوژیک، ارتفاع بوته، طول سنبله، طول خروج سنبله از برگ پرچم و وزن هزار دانه وجود نداشت. هر دو اثر افزایشی و غیرافزایشی در کنترل ژنتیکی صفات قدرت رشد گیاهچه، طول دوره پر شدن دانه، محتوی کلروفیل، دمای کانوپی، طول دانه و عملکرد دانهنقش داشتند، اما سهم اثر غیرافزایشی نسبت به جزء افزایشی ارجحیت داشت. متوسط درجه غالبیت ژنها برای اینصفات بهترتیب برابر با 02/1، 05/1، 32/1، 41/1، 39/1 و 62/1 بود که عمل فوق غالبیت ژنها را در کنترل این صفات نشان میدهد. نتایج حاصل از تحلیل گرافیکی هیمن نشان داد که افزایش قدرت رشد گیاهچه، عملکرد دانه، طول دانه و دمای کانوپی، بهوسیله آللهای مغلوب و افزایش محتوی کلروفیلتوسط آللهای غالب کنترل میشود. نقش عمل غیرافزایشی و فوق غالبیت ژنها در کنترل عملکرد دانه، نشاندهنده امکان استفاده از پدیده هتروزیس در اصلاح این صفت مهم در ارقام جدید گندم میباشد. تلاقیهایDAMARA-6 ICW99-0427-8AP-0AP-0AP-3AP-0AP× کوهدشت وPASTOR/2*SITTA//PBW343*2/KUKUNA× کوهدشت، با توجه به برخورداری از هتروزیس بالا و نیزبیشترین میزان عملکرد دانه در بین ژنوتیپهای مورد مطالعه در این تحقیق،جهت استفاده از پدیده هتروزیسدر برنامههای اصلاح عملکرد دانه در گندم پیشنهاد میشوند.