احالۀ دادرسی کیفری میان کشورها؛ بازشناسی مفهوم و چالشهای عملی آن در نظام حقوقی ایران
نویسندگان
1 دانشآموختۀ دکتری حقوق کیفری و جرمشناسی دانشگاه آزاد علوم تحقیقات، تهران، ایران
2 استاد دانشکدۀ حقوق دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jcl.2021.313481.634105چکیده
یکی از مباحث مهم در حقوق جزای بینالملل، تعیین قلمرو مکانی برای اجرای صلاحیت رسیدگی محاکم است. در این راستا، بر اساس اصل صلاحیت سرزمینی، تمامی جرایم ارتکابیافته در محدودۀ قلمرو سرزمینی یک کشور، قابل تعقیب و محاکمه در همان کشور است. از سویی دیگر در مواردی مرتکب جرم تبعۀ کشور دیگری است یا ادلۀ وقوع جرم در کشور دیگری وجود دارد و چنانچه رسیدگی و محاکمه در این کشورها صورت پذیرد، با مقتضیات انصاف و عدالت، حفظ ادلۀ موجود، جلوگیری از اطالۀ دادرسی و ... بسیار نزدیکتر است. بر اساس یکی از جلوههای همکاریهای حقوقی قضایی میان دولتها، در انتقال یا احالۀ دادرسی در امور کیفری، کشوری که بالذات دارای صلاحیت رسیدگی به جرمی است، میتواند رسیدگی به آن جرم را به کشوری دیگر بر اساس اصول و موازین خاصی احاله دهد. حال سؤالی که در متون و پژوهشهای حقوقی کمتر به آن پرداخته شده، این است که احالۀ دادرسی کیفری بین کشورها، اصولا چه مفهومی دارد؟ تفاوت آن با نهادهایی همچون انتقال محکومان یا استرداد مجرمان در چیست و در نهایت، جایگاه عملی این نهاد در نظام حقوقی کشورمان و چالشهای عملی آن کدام است؟ بر این اساس در این پژوهش، ابتدا به بررسی مفهوم این نهاد و بازشناسی آن از مفاهیم مشابه میپردازیم، سپس به بررسی جایگاه عملی این نهاد و چالشهای آن در نظام حقوقی قضایی کشورمان خواهیم پرداخت و در نهایت، تدابیری برای بهبود جایگاه این اقدام مفید در نظام عدالت کیفری ایران و رفع چالشهای عملی موجود ارائه خواهیم داد. بر این اساس، در این پژوهش ابتدا به بررسی مفهوم این نهاد و بازشناسی آن از مفاهیم مشابه خواهیم پرداخت، سپس به بررسی جایگاه عملی این نهاد و چالش های آن در نظام حقوقی قضایی کشورمان می پردازیم و در نهایت تدابیری برای بهبود جایگاه این اقدام مفید در نظام عدالت کیفری ایران و رفع چالش های عملی موجود ارائه خواهیم داد.