مطالعۀ جامعه‌شناختی تحول الگوهای عشق‌ورزی در میان ساکنان متأهل شهر اردبیل (1398)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی دانشگاه پیام‌نور

2 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام‌نور

3 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه پیام‌نور

doi
10.22059/jisr.2021.309149.1115
چکیده

مقالۀ حاضر به مطالعۀ تحول الگوهای عشق‌ورزی در روابط انسانی پرداخته است. تغییر در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در جامعۀ ایران در دهه‌های اخیر سبب شده است که تحول اساسی در الگوهای عشق‌ورزی افراد، حتی در صمیمی‌ترین شکل آن روی دهد. این پژوهش کیفی بوده و از روش نظریۀ داده‌بنیاد (گراندد تئوری) در آن استفاده ‌شده است. شیوۀ گردآوری داده‌ها نیز مطالعۀ اسناد و مصاحبه‌های عمیق اکتشافی با 41 نفر از افراد متأهل بود که روایت‌های آن‌ها در عشق‌ورزی تحلیل شد. روایی این پژوهش را مصاحبه‌شوندگان و سپس استادان متخصص بررسی و تأیید کردند. برای تحلیل داده‌ها از روش مقایسۀ مستمر طی مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پژوهش براساس پنج محور که عامل اصلی تحول الگوی عشق‌ورزی هستند ارزیابی و در سه فرایند تحلیل ‌شدند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نشان می‌دهد عوامل اشاعۀ مدرنیسم، توسعۀ فناوری، فردی‌شدن، سنت‌گریزی و بالارفتن میزان تحصیلات، همچنین عوامل مداخله‌گر تنوع‌طلبی و افزایش اوقات فراغت و شرایط زمینه‌ای شهرنشینی و گسترش فضای مجازی بر پدیدۀ هسته‌ای تکه‌تکه‌شدن عشق و متعاقب آن بر دگرگونی کردارها و تحول عشق‌ورزی تأثیر گذاشته‌اند و سبب دگرگونی خانوادۀ ایرانی و شکل‌گیری شکل‌های جدیدی از روابط شده‌اند. در فرایند پژوهش 9 الگوی متفاوت عشق‌ورزی شناسایی شدند که عبارت‌اند از: عشق‌ورزی سنتی (پشت‌صحنه‌ای، مردسالارانه)، عشق‌ورزی رمانتیک، عشق‌ورزی دوستانه، عشق‌ورزی واقع‌گرایانه، عشق‌ورزی شهوانی، عشق‌ورزی فداکارانه، عشق‌ورزی ناب، عشق‌ورزی بازیگرانه و عشق‌ورزی سیال.