مطالعۀ تحلیلی- تطبیقی احراز استقلال مدیران مستقل در راهبری شرکتی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
10.22059/jcl.2021.324390.634201چکیده
امروزه مدیران مستقل بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای راهبری شرکتی خوب از مرحلۀ آموزه گذر کرده و به مفهومی غالب در حقوق شرکتها تبدیل شدهاند. این مدیران از آن مقدار انعطافپذیری و جامعیت برخوردارند که با دغدغههای نظامهای حقوقی مختلف سازگاری یابند. بنابراین، اگرچه مدیران موصوف برای اولین بار در حقوق امریکا و انگلیس بر مبنای نظارت کارآمدترِ هیئت مدیره بر مدیریت اجرایی شرکتها پذیرفته شدند، اما همزمان قابلیت آن را دارند که در حقوق ایران و سایر کشورها نیز بهمنظور حمایت از حقوق سهامداران اقلیت مورد استفاده قرار گیرند. از همین رو، بانک جهانی در راستای رتبهبندی کشورها به لحاظ سهولت کسب و کار به حضور مدیران مستقل در ترکیب هیئت مدیره بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی توجه خاصی دارد. لذا با عنایت به اینکه وجه ممیزۀ نهاد مدیران مستقل از سایر مدیران شرکت، عنصر استقلال بوده و نهاد یادشده از طریق دستورالعمل حاکمیت شرکتی سازمان بورس و اوراق بهادار (1397) و لایحۀ حمایت از سهامداران خُرد (1398) در حال رسوخ به حقوق شرکتهای ایران است، پژوهش حاضر برای اولین بار با روش تحلیلی- تطبیقی و پس از طرح برخی از ملاحظات بسیارمهم در صدد برآمده است با تحلیل نحوۀ احراز استقلال مدیران مستقل اِشکالات وارد بر آن را به انضمام اصلاحات پیشنهادی گوشزد نماید.