الگوهای اکوـ نارسیس در شخصیتسازی داستانهای کودک
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد رشتۀ ادبیات کودک و نوجوان، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22067/jls.2022.72562.1157چکیده
اسطورۀ یونانی نارسیسوس، روایتی از عشق یکطرفۀ اِکو به نارسیس است. وفق این اسطوره، اکو دختری پرحرف و شیرینزبان است که بعد از نفرین هِرا، قدرت تکلمش را از دست داده است و تنها میتواند کلمۀ آخرِ جملات دیگران را پیاپی تکرار کند. نارسیس پسری غرق در زیباییِ خود است. بهعبارتی، یکسوی این گفتمان را شخصیتی خودشیفته تشکیل میدهد که پرسپکتیو خودمحورانهاش، او را از دیدن و توجه به دیگری محروم کرده است؛ در سوی دیگرِ گفتمان، شخصیتی قرار دارد که توان کلامی برای انتقال اندیشهها و عواطفش ندارد. از همین رو، بین طرفینِ این گفتمان ماهیتاً امکان گفتگو وجود ندارد. این پژوهش در پی آن است که نشان دهد دوقطبیِ اکوـ نارسیس یکی از موتیفهای ادبیات داستانیِ کودک است که در لباس تقابلِ دوگانۀ کودکـ پدر بازنمایی میشود (منظور از پدر، الزاماً والدِ مذکر نیست؛ بلکه استعارهای از هر فرادستِ پدرسالارانه است). در همین راستا، این پژوهش با روش تحلیلیـ توصیفی، در پی پاسخگویی به چگونگی بازنماییِ بنمایۀ اکوـ نارسیس در ساختارهای رواییِ داستانهای کودک است. این پژوهش علاوهبر اینکه برای نخستینبار در ایران، نارسیسیسم و اکوئیسم را در بستر ادبیات داستانی مورد مداقّه قرار میدهد؛ برای نخستینبار شبکۀ روابط میان شخصیتهای اصلیِ داخل یک اسطوره را با شبکۀ روابط شخصیتهای داخل یک داستان کودک به لحاظ ساختاری مقایسه میکند.