درهم تنیدگی خانه / قلمرو و فضای درون/ برون در جامعه ایلی ایران ( مطالعه موردی ایل کاکاوند)
نویسندگان
1 گروه انسان شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 گروه انسانشناسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2019.72855چکیده
این پژوهش به دنبال فهم جایگاه «خانه و قلمرو» در ایل کاکاوند است. رویکرد نظری این پژوهش مبتنی بر آراء گاستون باشلار در باب «خانه» است. روش پژوهش مردمنگاری و فنون گردآوری داده مصاحبه عمیق و مشاهده مشارکتی است. دادهها بر اساس مراحل سه گانه تحلیل،تفسیروگزارشنویسی تجزیه وتحلیل شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که 1. سیاهچادُر سرپناه، محل گردهمآیی خانوادگی، طایفه و ایل است به نحوی که میتوان آن را فضای خوشبختی و پر از داشتههای انسانی دانست. مرزهای سیاهچادر چنان نفوذپذیر است که تا سرحدات قلمرو پیش میرود و رابطه درون و بیرون در آن کمرنگ میشود 2. سرتاسر قلمرو کوچ برای ایلات و طوایف پر از معانی، خاطرات و یاد گذشتگان است. مکانهای مقدس/نامقدس، چرخه حیات (تولد و مرگ) و نامگذاری در گستراندن معانی و بازتولید آن در قلمرو کوچ نقش دارد. بنابراین حس تعلق دامنهای به گستردگی قلمرو دارد و محدود به سیاهچادر نیست. 3. کوچروان آواره و خانهبهدوش نیستند بلکه جابجاییِ چرخهای مهمترین بعد از نظام سازمان یافته زندگی آنهاست که خانه در آن «سیال و نفوذپذیر» است.