معلولیت و بازنمایی آن در ادبیات: تحلیل سه حکایت از مثنوی معنوی مولانا با استفاده از مفهوم «پروتز روایی»
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه مازندران، ایران
2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه مازندران، ایران
doi
10.22067/jls.2022.70841.1091چکیده
مطالعات ناتوانی یکی از جدیدترین شاخههای نقد و نظریۀ ادبی است که با رویکردی نقادانه، بازنمایی معلولیت و معلولان در آثار ادبی را مورد بررسی قرار میدهد. دیوید تی. میچل و شارون ال. اسنایدر دو تن از پژوهشگران این حوزه هستند که با معرفی مفهوم «پروتز روایی» بر آن بودهاند چارچوبی آکادمیک برای تحلیل تصاویر قالبی و کلیشهای معلولان در هنر و ادبیات فراهم آورند. به گفتۀ این دو منتقد، معلولان حضوری برجسته و پررنگ در آثار ادبی دورههای مختلف داشتهاند، اما در بسیاری موارد تنها نقشی نمادین و استعاری برای آنان تعریف شده است. به عبارت دیگر، بازنمایی معلولان هیچگاه در خدمت به تصویر کشیدن تجربۀ زیسته آنان نبوده، بلکه هدف اصلی آن انتقال معنا به مخاطبین در مورد سوژۀ غیرمعلول و جامعۀ سالمسالار است. این جستار میکوشد ضمن بررسی مفهوم پروتز روایی و برشمردن نمونههایی چند از آن در فرهنگ و ادبیات غرب، آن را در نقد و بررسی شخصیتهای معلول در سه حکایت از مثنوی معنوی مولانا به کار بندد. نتایج این پژوهش نشان میدهد معلولان سوژۀ مرکزی این حکایتها نیستند، بلکه به عنوان ابزاری در خدمت روایت عمل میکنند، نقشی نمادین و ثانویه بر عهده دارند و نهایتاً تغییر مثبتی در شرایط حاشیهای آنان حاصل نمیشود.