تبارشناسی گفتمان مدرن فقر در ایران

نویسندگان

1 دکتری جامعه شناسی توسعه دانشگاه تهران

2 عضو هیئت علمی گروه مطالعات توسعه دانشگاه تهران.

doi
10.22059/jsr.2019.73929
چکیده

مطالعه گفتمان تاریخی فقر در ایران نشان می‌دهد فضای کنونی مطالعات فقر به سبب درهم‌تنیدگی با گفتمان اقتصاد سیاسی، از سایر ساحت‌ها بخصوص ساحت اخلاقی و فرهنگی آن غافل شده است. این مقاله در پی فهم آن است که فقر چگونه در تاریخ ایران به مسئله اجتماعی تبدیل شده است. رویکرد نظری، پساساختارگرایانه با اتکای بر روش تبارشناسی است. یافته‌ها نشان می‌دهد صورتبندی نوین فقر در بستر مجموعه‌ای از رخدادهای تاریخی همانند تولد زبان نوین اقتصاد سیاسی، فراوانی فاجعه‌ها و مخاطرات طبیعی، مدیریت و دانش برساخت و کنترل فقرا توسط حاکمیت شکل گرفته است. در تاریخ جدید و به طور دقیق­تر از اواسط حکومت قاجار، صورت­های زبانی تازه‌ای در زمینه­ میل به تولید ثروت و امحای فقر در جامعه نشر می­یابند که در اوایل حکومت پهلوی، با بروز رخدادهای دیگر، در گفتمانِ اقتصاد سیاسی جدید متجلی می‌شوند. حقیقت‌مندی رژیم اقتصادی جدید گزاره­ها و نشانگانی همانند ظهور انسان اقتصادی، فایده­گرایی، نفی هرگونه کنش­های سنتی ناسودمند، انباشت ثروت، فقرزدایی، امحای فقرا و ... دارد. همزمان با تولد این زبان جدیدِ از یک سو و افزایش قحطی و افزایش تعداد فقرا در جامعه از سوی دیگر بنا به تشخیص حاکمیت هرگونه نشانگانی که منبع ناسودمندی و بی­نظمی در جامعه باشد، سرکوب و کنترل می‌شود. این جاست که پروبلماتیک جدید در ارتباط با فقر ایجاد، قانون «جمع­آوری فقرا» تصویب می‌شود و مصادیق گوناگون فقرا که گفتمان پیشین، اساساً قائم به حضور آنها بوده، از جامعه منفک و درون مراکز اقامت اجباری همانند دارالفقراها محبوس و به سوژه­های امنیتی، اقتصادی و بهداشتی تبدیل می‌شوند.