تاریخ همچون حماسه «روایت‌‌ باستان‌گرایی در ایران معاصر»

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی دانشگاه رازی

2 کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه رازی کرمانشاه

doi
10.22059/jsr.2019.74236
چکیده

مقاله حاضر، سعی دارد در وهله نخست به فهم سازوکاری بپردازدکه در دوران معاصر سببِ مطرح شدن و بازگشت به ایده­ی ایران باستان شده است. فهم این سازوکار، چرایی و معلول بودن باستان­گرایی، راویان و روایت آن، گسترش ساختاری و تمام بازنمایی­های اجتماعی آن را نیز روشن خواهد ساخت. در این سطح، باستان­گرایی به عنوان بیان نظری و انتزاعی نوعی از مناسبات اجتماعی مورد تحلیل قرار گرفته است. در سطوح بعد علاوه بر بازنمایی­های اجتماعی باستان­گرایی سعی خواهد شد به مسئله اساسی­تر یعنی رابطه باستان­گرایی با گذشته و تاریخ در دوران معاصر روشن شود. این رابطه با تاریخ و گذشته با الهام از مفاهیم «حماسه و رمان» در نزد باختین، و با تکیه بر روایت و بازنمایی داستانی که در مورد تاریخ و گذشته به صورت عام و ایران باستان به صورت خاص در سطح اجتماعی ساخته شده است سعی دارد نگاهی نقادانه به روایت تاریخ و چرایی ثقل آن در دوران معاصر داشته باشد. نگاهی بسیار گذرا در تاریخ معاصر ایران نشان می­دهد که باستان­گرایی همیشه به مثابه­ی راهی نمایش داده شده که قرار بوده است وضعیت متُصلب و نامطلوب اجتماعی در زمان حال را با ارجاع به گذشته بهبود بخشد؛ اما با تکیه بر نقشِ محوری نگاه سلبی و تناقض، بازنمایی این داستان نشان می­دهد، باستان­گرایی چگونه زندگی اجتماعی را به مُتصلب­ترین وجه ممکن به رابطه­ای شیء انگارانه میان انسان­ها، تاریخ، گذشته و زمان حال تبدیل می­کند. این مقاله با روش تحلیل روایت باختینی از رابطه­ی روایت در قالب حماسه و رمان استفاده کرده است.