تأثیر افزایش قیمت گوشت بر الگوی مصرف خانوارها در ایران: تحلیل کششها و شبیهسازی سیاستی
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد کشاورزی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
2 استادیار اقتصاد کشاورزی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
10.30490/aead.2026.367567.1708چکیده
در سالهای اخیر، افزایش قیمت مواد غذایی بهویژه در گروه کالاهای پروتئینی موجب تغییرات قابل توجه در الگوی مصرف خانوارهای ایرانی شده است. گوشت، بهعنوان یکی از اجزای اساسی سبد غذایی و منبع اصلی پروتئین حیوانی، سهمی قابل توجه از هزینههای خوراکی خانوار را تشکیل میدهد و نوسانهای قیمت آن آثار گسترده بر رفاه و امنیت غذایی جامعه دارد. هدف پژوهش حاضر تحلیل آثار افزایش قیمت گوشت بر الگوی مصرف خانوارها در ایران و بررسی واکنش مصرفکنندگان در قالب کششهای قیمتی و درآمدی و متغیرهای جمعیتشناختی بود. دادههای مورد استفاده از طرح «آمارگیری هزینه- درآمد خانوار» مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۳ استخراج شد و شامل اطلاعات بیش از ۳۷ هزار خانوار شهری و روستایی کشور بود. در مطالعة حاضر، برای برآورد تابع تقاضا، از مدل نظام تقاضای تقریباً ایدهآل (AIDS) استفاده شد و تحلیل رفتار مصرفی خانوارها برای چهار گروه اصلی گوشت قرمز، گوشت طیور، فرآوردههای گوشتی، و ماهیها و آبزیان صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که کششهای قیمتی و درآمدی میان گروههای گوشتی تفاوت معنیدار دارند، بهگونهای که گوشت قرمز بیشترین کشش قیمتی و درآمدی را داشته و با افزایش قیمت، مصرف آن بهطور قابل ملاحظه کاهش یافته است، در حالی که گوشت طیور کالایی نسبتاً ضروری با کشش قیمتی و درآمدی پایینتر است. همچنین، متغیرهای جمعیتشناختی نظیر بعد خانوار، سطح تحصیلات و منطقه جغرافیایی تأثیر معنیدار بر الگوی مصرف داشتند، بهگونهای که خانوارهای بزرگتر و کمدرآمد سهم بیشتری از مصرف خود را به گوشتهای ارزانتر اختصاص دادهاند. در بخش سناریوسازی، دو سناریوی افزایش ۲۵ و ۵۰ درصدی قیمت گوشت قرمز و گوشت طیور، بهصورت مجزا و همزمان، شبیهسازی شد و یافتههای آن نشان داد که در سناریوی شدیدتر، کاهش مصرف کل پروتئین حیوانی در خانوارهای شهری محسوس بوده و ترکیب سبد غذایی به سمت اقلام کمهزینهتر تغییر یافته است. بر اساس یافتهها، افزایش قیمت گوشت بدون اتخاذ سیاستهای جبرانی میتواند به کاهش مصرف پروتئین و تهدید امنیت غذایی، بهویژه در میان دهکهای پایین درآمدی، منجر شود. بنابراین، توصیه میشود که سیاستگذاران ضمن اجرای تدریجی اصلاحات قیمتی، از ابزارهایی نظیر «کالابرگ الکترونیکی تغذیهای»، «پرداخت نقدی هدفمند برای اقلام پروتئینی» و «توسعه تولید پروتئینهای جایگزین ارزانتر» برای حفظ تعادل میان کارآیی اقتصادی و عدالت تغذیهای استفاده کنند.