اشکال بیگانگی شهری در نظر جامعهشناسان شهر
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22059/jsr.2019.70362چکیده
انسان در تمام عرصههای حیات زندگی از جمله در شهر به دنبال معناست و اگر معانی اصیل مورد نظر خود را در شهر نیابد، دچار انواع بیگانگی میشود. نتایج مرور نظاممند آرای بیگانگی در میان جامعهشناسان شهر نشان میدهد بیگانگی شهری پنج نمود عمده دارد: دلزدگی که دلالت بر ناتوانی سیستم عصبی انسان در واکنش به محرکات شهری و یکنواخت دیدن آنها دارد؛ بیسازمانی که مبین سست شدن پیوندها، هرج و مرج اخلاقی، منفعل شدن افراد و غوطهور شدن آنها در جامعه تودهوار است؛ پرسهزنی که به معنای شهرنشینِ تماشاگرِ سرگردانی است که کاری جز پرسهزنی در فضاهای شهری و دید زدن ویترینهای مغازهها بدون آن که قصد یا توان خرید داشته باشد، را ندارد؛ بیگانگی فضایی حاکی از سلطه فضاهای جدید شهری بر انسان است، به طوری که انسانها نمیدانند چگونه باید با فضای خلقشده مواجه شوند. در نهایت بیگانگی جمعی که بر شکلگیری فضای جدیدی تحت تأثیر فضای جریانها در جامعه اطلاعاتی دارد که جدایی کامل مردم از تاریخ، فرهنگ، محصولات تولیدی، از اطرافیان و از خود را در بردارد. بعلاوه بیگانگی شهری و اشکال آن اساساً تحت تأثیر ویژگیهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شهرهای سرمایهداری است.