روایتِ تاریخ در مطالعات فرودستان (استراتژی‌ها و سیاست نوشتارِ تاریخِ فرودستان)

نویسندگان

1 عضو هیئت‌‌علمی دانشگاه کردستان

2 کارشناسی‌ارشد جامعه‌شناسی

doi
10.22059/jsr.2019.70361
چکیده

تاریخ به‌مثابه تخاصم روایی معرفت‌شناسی اصلی در مطالعات فرودستان است. این پروژۀ تاریخ‌نگارانه،‌ ملهم از میراث سیاسی اندیشه و سیاست پسااستعمارگری، از سویی به‌دنبال نقد روایت‌های تاریخی مسلط استعمار، امپریالیسم و ملی‌گرایی است و از سوی دیگر، با به‌چالش کشیدن گفتمان‌های تاریخ‌نگارانۀ مذکور، تعهد سیاسی خود را در بازنویسی تاریخ فرودستان در لابه‌لای سطور و سکوت آرشیوها تعریف می‌کند. هدف مقالۀ حاضر، مروری بر وجوه نظری این مطالعات و نشان‌دادن شیوه‌ها، رویه‌ها، استراتژی‌ها و به‌طور کلی سیاست نوشتار این جریان انتقادی تاریخ‌نگارانه در پیوند با فضای مفهومی فرودستان است. در این راستا، پس از اشاراتی به گرامشی، به ایده‌ها و استدلالات گروه مطالعات فرودستان پرداخته می‌شود. این جریان تاریخ‌نگارانه، با الهام از گرامشی و تجربۀ روابط ستم در جنوب آسیا مفهومی از فرودست را ساخت داد که فراسوی تعریف طبقاتی گرامشی، دیگر موقعیت‌های مورد ستم را نیز دربر می‌گرفت. آن‌ها مدعی سهم تاریخی مشارکت مردم عادی و سیاست‌های آن‌ها در راستای ساخت ملت پسااستعماری گردیدند. همچنین، اسپیواک با نقد بر صورت‌بندی و تلاش‌های گروه تاریخ‌نگارانۀ مذکور و خوانشی پسامارکسیستی از مفهوم فرودست، مدعی ناتوانی سخن‌گفتن فرودستان گردید، هرچند که بعدها به بیان موقعیت‌مند آن‌ها در روایت‌های ادبیات روی آورد. خلاصه اینکه، روایت تاریخ در مطالعات فرودستان مبتنی بر سیاست نوشتار ویژه‌ای است که مشخصه‌های آن عبارت است از: آگاهی واساختی، تاریخ-از-پایین، ضدنخبه‌گرایی، ضداستعماری، تاریخ اپیزودیک و بیان موقعیت‌مند. برآیند این سیاست نوشتار در مطالعات پسااستعماری پاد-مدرنیتۀ آلترناتیو خوانده می‌شود.