تأملی در کارویژه و اعتبار دیباچههای قوانین اساسی، با تأکید بر دیباچۀ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق عمومی و بینالملل دانشکدۀ معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق (ع)
2 استادیار گروه حقوق عمومی دانشگاه قم
3 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه امام صادق (ع)
doi
10.22059/jcl.2020.308760.634059چکیده
امروزه در اغلب نظامهای حقوقی دنیا استفاده از دیباچه برای قوانین مختلف اعم از اساسی و عادی، امری رایج است. قانونگذار اساسی در جمهوری اسلامی نیز با درک ضرورت و اهمیت دیباچهنویسی برای قانون اساسی، نسبت به این موضوع در اثنای تدوین قانون اساسی در سال 1358 اهتمام داشته و دیباچهای نسبتاً مطوّل را در ابتدای قانون اساسی گنجانده است. تدقیق در مفاد یادشده در دیباچۀ قانون اساسی، بهخودی خود مبیّن اهمیت این دیباچه خواهد بود. با این حال، این دیباچه تا به امروز با بیمهری مواجه بوده و همچنان پس از گذشت چهار دهه از تصویب قانون اساسی، آثار مترتب بر آن مغفول مانده است. بهنظر میرسد برخی برداشتهای موجود در خصوص اعتبار حقوقی این دیباچه، همواره سدی در مسیر بررسیهای حقوقی پیرامون دیباچۀ یادشده بوده است. از اینرو، کنکاش در کارویژۀ دیباچۀ قانون اساسی و بررسی ارزش و اعتبار حقوقی آن با سنجۀ تعالیم حقوق اساسی ضروری بهنظر میرسد. قطعاً این بررسی، بدون توجه به جایگاه دیباچههای قوانین اساسی در آموزههای حقوق اساسی تطبیقی، جامع نخواهد بود. لذا پرسش از کارویژه و اعتبار دیباچۀ قوانین اساسی در منظومۀ حقوق اساسی و تطبیق آن بر دیباچۀ قانون اساسی جمهوری اسلامی، مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر است که با روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته و در نهایت، چنین جمعبندی شده که دیباچۀ قانون اساسی ترسیمگر مسیر فهم صحیح و دقیق قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی است؛ به تعبیری، دیباچۀ قانون اساسی، ظرف قانون اساسی است و اعتبار «حقوق اساسی» دارد.