مقایسه اثربخشی بازتوانی شناختی و تحریکات وستیبولار بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مبتلا به اختلال یادگیری خاص

نویسندگان

1 استاد گروه روانشناسی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

2 دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران.

3 استادیار، گروه روانشناسی، واحد ساری، دانشگاه آزاد اسلامی، ساری، ایران

doi
10.22123/chj.2020.237978.1532
چکیده

مقدمه: اختلال یادگیری در دانش­آموزان بر بسیاری از زمینه­های شناختی و رفتاری آنها تأثیر دارد که منجر به کاهش روابط اجتماعی و عدم پیشرفت تحصیلی می­گردد. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی بازتوانی­شناختی و تحریکات وستیبولار بر پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان دخترمبتلا به اختلال یادگیری خاص انجام شد. مواد و روش ­ها: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون بود. جامعه آماری را تمامی دانش­آموزان دختر مبتلا به اختلال یادگیری خاص دارای پرونده تشخیصی در مرکز اختلال یادگیری شهر ساری در سال تحصیلی 1399-1398 تشکیل دادند. تعداد 45 نفر به روش در دسترس انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه مساوی جایگزین شدند. برای گروه آزمایش اول، پروتکل بازتوانی شناختی پاول برای دانش­آموزان دختر اختلال یادگیری خاص، برای گروه آزمایش دوم پروتکل درمانی وستیبولار گانز در 8 جلسه 45 دقیقه­ای انجام شد و برای گروه کنترل مداخله­ای صورت نگرفت. ابزار مورد استفاده پرسشنامه پیشرفت تحصیلی فام و تیلور بود. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شدند. یافته‌ها: میانگین پیشرفت تحصیلی در گروه آزمایش تحریکات وستیبولار در پیش‌آزمون و پس‌آزمون به ترتیب 36/61 و 11/84، در گروه آزمایش بازتوانی شناختی 24/61 و 87/97 و  در گروه کنترل، 27/61 و 07/61 بود. بازتوانی شناختی و تحریکات وستیبولار بر پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان دختر مبتلا به اختلال یادگیری خاص اثر معنی­دار داشت (001/0≥p). درمان بازتوانی شناختی اثربخش­تر از تحریکات وستیبولار بود (001/0≥p). نتیجه ­گیری: یافته‌های این پژوهش می‌تواند تلویحات کاربردی در زمینه بهبود پیشرفت تحصیلی دانش­آموزان دخترمبتلا به اختلال یادگیری خاص با استفاده از روش درمان بازتوانی شناختی ارائه دهد.