تنوع ژنتیکی گونه‌های Pistacia در کردستان عراق و یزد ایران: یافته‌هایی بر پایه نشانگرهای ISSR

نویسندگان

1 : گروه مدیریت مناطق خشک و بیابانی، دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران

2 گروه مدیریت مناطق خشک و بیابانی، دانشکده منابع طبیعی و کویرشناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

3 گروه علوم عمومی، دانشکده آموزش پایه، دانشگاه حلبچه، اقلیم کردستان، عراق

4 گروه زیست فناوری و علوم زراعی، دانشکده علوم مهندسی کشاورزی، دانشگاه سلیمانیه، اقلیم کردستان، عراق.

doi
10.22103/jab.2026.25563.1732
چکیده

هدف: تغییرات اقلیمی مداوم و فشارهای انسانی، روند کاهش تنوع ژنتیکی را در بسیاری از گونه‌های گیاهی از جمله در جنس Pistacia که از اهمیت اقتصادی و بوم‌شناختی چشمگیری برخوردار است، تسریع کرده است. علیرغم نقش حیاتی گونه‌های وحشی این جنس به‌عنوان پایه‌های رویشی و منابع ژنی برای صفاتی همچون تحمل به خشکی و شوری، جمعیت‌های طبیعی پسته در ناحیه زاگرس غربی در اقلیم کردستان عراق و همچنین در مناطق خشک مرکز ایران تاکنون در سطح مولکولی به‌طور جامع مورد مطالعه قرار نگرفته‌اند. هدف پژوهش حاضر، بررسی تنوع و ساختار ژنتیکی گونه‌های Pistacia در این دو منطقه با بهره‌گیری از نشانگرهای توالی‌های تکراری میانی ساده (ISSR) بود.مواد و روش‌ها: در مجموع ۲۴ ژنوتیپ منتخب از گونه‌های P. atlantica، P. khinjuk و P. vera از میان ۶۷ نمونه جمع‌آوری‌شده در استان یزد ایران و اقلیم کردستان عراق انتخاب شدند. استخراج DNA با روش CTAB انجام گرفت و ۱۰ آغازگر ISSR برای تکثیر ژنومی به‌کار رفت. برای ارزیابی تنوع ژنتیکی، شاخص‌های آماری شامل درصد چندشکلی، محتوای اطلاعاتی چندشکلی، شاخص نشانگر، قدرت تفکیک و نسبت مؤثر چندتایی محاسبه شد. تجزیه‌های خوشه‌ای، مختصات اصلی و واریانس مولکولی نیز به ‌منظور بررسی ساختار جمعیتی انجام شد.نتایج: از مجموع ۱۷۱ باند تکثیرشده، ۱۶۳ باند (3/95 درصد) چندشکل بودند. آغازگر ISSR4 بیشترین باند چندشکل را تولید کرد، در حالی که OW5 بالاترین مقادیر شاخص نشانگر و قدرت تفکیک را نشان داد. نتایج تجزیه واریانس مولکولی نشان داد که ۸۳ درصد از تنوع ژنتیکی درون گونه‌ها قرار دارد. بیشترین میزان تنوع ژنتیکی در P. khinjuk (30/0 =I و 19/0=He) مشاهده شد، در حالی که P. vera کمترین تنوع را داشت. تجزیه‌های خوشه‌ای و مختصات اصلی تطابقی با پراکنش جغرافیایی نداشتند که بیانگر جریان ژنی تاریخی یا تأثیر فعالیت‌های انسانی است.نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان‌دهنده تنوع ژنتیکی درون‌گونه‌ای قابل‌ توجه در جمعیت‌های وحشی Pistacia بود که اهمیت آنها را به‌عنوان منابع ژنی برای برنامه‌های اصلاحی و حفاظت تأیید می‌کند. همچنین به طور خاص در مورد P. khinjuk، پتانسیل بالایی برای بهره‌برداری در برنامه‌های به‌نژادی در شرایط تنش‌زا به نظر می‌رسد. به طور کلی، توصیه می‌شود در مطالعات آتی، از نشانگرهای هم‌بارز و داده‌های زیست‌محیطی به ‌منظور پیوند دقیق‌تر میان تنوع ژنتیکی و صفات سازگارکننده استفاده شود.