سیاست دموکراتیک و عوامل مؤثر بر آن (تحلیل ثانویه دادههای جهانی با رویکرد تطبیقی میان کشوری)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور
doi
10.22059/jsr.2018.68230چکیده
بررسی عوامل مؤثر بر گذار دموکراتیک و تبیین موفقیت و ناکامی کشورها در دموکراتیزهکردن سیاست مسئلۀ اصلی نوشتار حاضر است. استدلال مقاله با استناد به رویکردهای نظری این است که دموکراسی به مثابۀ ساختار توسعهیافتۀ سیاست تابعی از توسعهیافتگیِ ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. این مقاله به صورتبندی فرضیات ششگانۀ «اثر رشد اقتصادی»، «اثر نابرابری اقتصادی»، «اثر دولت رانتیر»، «اثر مدرنیزاسیون»، «اثر سرمایۀ اجتماعی» و «اثر فرهنگ دموکراتیک» بر دموکراسی پرداخته و آنها را به آزمون تجربی گذاشته است. به لحاظ روششناختی، این مطالعه به شیوۀ تطبیقی میانکشوری و با استفاده از تحلیل ثانویۀ دادههای جهانی برای 79 کشور جهان در فاصلۀ 2005 تا 2014 به اجرا درآمده است. دادههای «شاخص دموکراسی» از پایگاه اطلاعات اکونومیست استخراج شده و در قالب مؤلفههای سهگانۀ «روند انتخابات و کثرتگرایی»، «عملکرد دولت» و «آزادیهای مدنی» مورد سنجش قرار گرفته است. نتایج تبیینی بیانگر این است که در بین متغیرهای اقتصادی اثر «درآمد سرانه» بر شاخص دموکراسی مثبت و البته غیرمستقیم و اثر «درآمدهای رانتی» منفی و ضددموکراتیک است. سازههای «مدرنیزاسیون»، «سرمایۀ اجتماعی» و «فرهنگ دموکراتیک» نیز به مثابۀ متغیرهای اجتماعی و فرهنگی اثرات تعیینکنندهای بر شاخص دموکراسی دارند، اگرچه تأثیر «مدرنیزاسیون» غیرمستقیم بوده و با واسطه در تسهیل و تقویت روندهای دموکراتیک ایفای نقش میکند.