مطالعۀ تجربی رویۀ قضایی دادگاهها در حوزۀ علائم تجاری با تأکید بر تحلیل مدلهای آماری
نویسندگان
1 استاد دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد حقوق مالکیت فکری دانشگاه تهران
doi
10.22059/jcl.2020.296504.633952چکیده
باوجود حجم انبوه پروندههای جاری در دادگستری و از طرفی پیشرفتهای چشمگیر فناوری، در زمینۀ مطالعات تجربی و شناخت علمی و مستند از آنچه در دادگاهها رقم میخورد با گسستی مخرب مواجه هستیم که تبعات آن قابل چشمپوشی نیست. این کمبود در حوزۀ حقوق مالکیت فکری و علائم تجاری نیز پرسشهای مهمی را بیپاسخ گذاشته است. برای حل این مشکل نیاز بود روشهای نوآورانهای بهکار گرفته شود تا با کمّی کردن دادههای کیفی (Quality Quantifying)، بررسی آرا در مقیاس کلان ممکن گردد. تلاش شد با طراحی پایگاه داده و به کمک نرمافزار و فنون دادهکاوی (Data Mining)، ارکان و اجزای متنوعی از یک رأی استخراج و پردازش شود و از منظر کلان و به کمک مدلهای آماری، تحلیلهایی عینی و بدیع از رویۀ محاکم در حوزۀ علائم تجاری ارائه گردد. در این تحقیق از روش تحلیلی مبتنی بر استفاده از منابع موجود در پژوهشگاه قوۀ قضائیه بهره گرفته شده است. با اینکه حجم کمتر از انتظارِ دادهها، محدودیتهایی در استفاده از مدلهای آماری ایجاد کرده، اما استخراج طیف وسیعی ازمتغیرها و مؤلفهها از آرا، این امکان را فراهم آورد تا در قالب آمارهای توصیفی و استنباطی، بخشی از یافتهها و نتایج روشنگرانه این پژوهش را ارائه کنیم که طبعاً به درک بهتری از وضعیت رسیدگی دادگاهها میانجامد. شایان ذکر است که رهیافت و ثمرۀ اصلی این پژوهش را معرفی و آزمودن روشی ابداعی میدانیم که برای نخستین بار در کشور امکان تحلیل کلان آرای قضایی در این پژوهش و همچنین در آثار آتی را میسر نمود. این پژوهش با سؤالهای محدودی آغاز شد اما در ادامه، زوایای بیشمار قابل تحلیل و بررسیِ دادههای استخراجشده، ما را شگفتزده کرد. رویۀ محاکم در خصوص موضوعات و متغیرهای مختلف یکسان نیست، پس سنجش و تحلیلی جامع و چندبعدی نیاز بود که جزئیات و برآیند آن در متن بیان شده است.