زیستفعالیت قارچهای Metarhizium anisopliae و Verticillium lecanii بر مراحل نابالغ و بالغ سوسک آردی Tribolium castaneum
نویسندگان
1 دانشکده علوم زیستی، دانشکده علوم برای زنان، دانشگاه بابل، حله، عراق.
2 دانشکده علوم زیستی، دانشکده علوم برای زنان، دانشگاه بابل، حله، عراق.
3 دانشکده علوم زیستی، دانشکده علوم برای زنان، دانشگاه بابل، حله، عراق.
4 گروه زیستشناسی، دانشکده علوم بانوان، دانشگاه بابل، حله، عراق.
5 دانشکده علوم زیستی، دانشکده علوم برای زنان، دانشگاه بابل، حله، عراق.
doi
10.22103/jab.2025.25789.1754چکیده
هدف: سوسک آرد قرمز Tribolium castaneum (Herbst.) یکی از مخربترین آفات غلات انباری و فرآوردههای جانبی آنها است که زیانهای اقتصادی قابل توجهی در سراسر جهان ایجاد میکند. توانایی چشمگیر این آفت در ایجاد مقاومت نسبت به حشرهکشهای متداول، همراه با نگرانیهای فزاینده درباره خطرات زیستمحیطی و بهداشتی کنترل شیمیایی، ضرورت تدوین راهبردهای مدیریتی جایگزین را ایجاب میکند. قارچهای بیماریزای حشرات (EPFs)، که به طور طبیعی پاتوژن حشرات هستند، گزینهای امیدبخش برای کنترل زیستی محسوب میشوند. این پژوهش با هدف ارزیابی فعالیت بیماریزایی دو فرآورده تجاری قارچهای EPF یعنی Metarhizium anisopliae (Met52) و Verticillium lecanii (Mycotal) علیه مراحل رشدی مختلف T. castaneum انجام شد.مواد و روشها: آزمونهای زیستی در شرایط آزمایشگاهی بهمنظور بررسی کارایی M. anisopliae و V. lecanii علیه لاروهای سن دوم، چهارم و ششم، همچنین حشرات بالغ T. castaneum انجام گرفت. غلظتهای مختلفی از اسپور قارچها اعمال شد و درصد مرگومیر در بازههای زمانی متفاوت ثبت گردید. دادههای مربوط به مرگومیر با استفاده از تحلیل آماری جهت تعیین حساسیت وابسته به غلظت و مرحله رشدی بررسی شدند. نتایج: هر دو قارچ EPF بیماریزایی قابل توجهی علیه T. castaneum نشان دادند، اگرچه میزان کارایی آنها در مراحل رشدی و غلظتهای مختلف متفاوت بود M. anisopliae به طور مداوم قدرت بیماریزایی بالاتری نسبت به V. lecanii نشان داد. حساسیت به شدت به مرحله رشدی وابسته بود: لاروهای سن دوم و چهارم آسیبپذیرتر بودند، در حالی که لاروهای سن ششم و حشرات بالغ مقاومت بیشتری در برابر آلودگی قارچی داشتند. افزایش غلظت اسپور و طول مدت مواجهه به طور معنیداری مرگومیر را در تمام مراحل آزمایششده افزایش داد. همبستگی مثبت بین درصد مرگومیر و هر دو عامل غلظت قارچ و مدت زمان مواجهه مشاهده شد. بهویژه، لاروهای سن ششم و بالغین کمترین میزان مرگومیر را نشان دادند که اهمیت هدفگیری مراحل نابالغتر را برای کنترل مؤثر برجسته میسازد.نتیجهگیری: نتایج نشان داد که M. anisopliae و V. lecanii پتانسیل قابل توجهی بهعنوان عوامل کنترل زیستی علیه T. castaneum دارند. در میان این دو قارچ، M. anisopliae بیماریزایی برتری در مراحل رشدی مختلف از خود نشان داد. این مطالعه بر اهمیت بهینهسازی غلظت قارچ و هدفگیری مراحل لاروی حساس برای بیشینهسازی کارایی تأکید دارد. یافتهها از ادغام قارچهای بیماریزا در برنامههای پایدار مدیریت آفات محصولات انباری و کاهش وابستگی به حشرهکشهای شیمیایی حمایت میکنند.