مطالعه تحلیلی رویکردها و ادراکات روحانیان جریان فلسفه اسلامی پیرامون سینمای اجتماعی ایران: با تمرکز بر همگراییها و واگراییها
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد علوم ارتباطات
doi
10.22059/jsr.2018.69139چکیده
تحولات معرفتی رخ داده در بستر حوزههای علمیه شیعه، یکی از موضوعات مناقشه برانگیزی است که در سالهای اخیر مورد توجه نظریه پردازان مطالعات دین قرار گرفته و طبقه بندیهای گوناگونی از مشربهای مختلف حاضر در حوزه امروز قم به دنبال داشته است. در این میان، یکی از مسائل کانونی -که در اغلب مطالعات نظری صورت گرفته مغفول مانده است- این است که تکثرات معرفتی به وجود آمده در جریانات فکری روحانیت، چه بروزات تحلیلی در هنگام مواجهه با متون فرهنگی-رسانه ایِ روز جامعه از خود به جا میگذارند؟ حال از آن جاییکه جریان «فلسفه اسلامی»، به عنوان یکی از قطبهای فکری پر سازوبرگ حوزه امروز قم محسوب میگردد، مطالعه مواجهات معنایی شاخههای مختلف منتسب به این جریان فکری، با متون فرهنگی-رسانه ای روز جامعه از اهمیت بالایی برخوردار است. فلذا؛ این پژوهش به دنبال آن است که از خلال کشف معانیای که نمایندگان این جریان فکری-به عنوان مخاطبان فعال- از متون رسانهای خلق کردهاند، اشتراکات و تفاوتهای جهان معرفتی ایشان در مواجهه با جهان سینمای اجتماعی و مسائل اجتماعی روز جامعه ایران را به نحوی روشمند تحلیل نماید. جمع بندی یافتههای پژوهش بیانگر آن است که جریان حوزوی فلسفه اسلامی و دو شاخه اصلی ذیل آن-فلسفه اسلامی با رویکرد انتقادی و فلسفه اسلامی با رویکرد عرفان- با وجود تعدد مقولات تفسیری مشترک، هر یک دارای رویکردهای تفسیری مختص خود هستند، که بازخورد نهایی ایشان نسبت به سینمای اجتماعی ایران را به نحو کاملاً متفاوتی سازماندهی مینماید.