مؤلفههای مؤثر الزام به انجام و حفظ فعالیت جسمانی مبتنی بر مدل ارتقاء سلامت پندر در زنان میانسال ساکن در مناطق جنوب ایران طی سال 1397
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، ﻣﺮﻛﺰ تحقیقات ﻋﻮاﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ مؤثر ﺑﺮ ﺳﻼﻣﺖ، ﮔﺮوه آموزش و ارتقای سلامت، داﻧﺸﻜﺪه ﺑﻬﺪاﺷﺖ، داﻧﺸﮕﺎه ﻋﻠﻮم ﭘﺰﺷﻜﻲ جندیشاپور اهواز، اهواز، اﻳﺮان.
2 دکترا، ﮔﺮوه آمار حیاتی و اپیدمیولوژی، داﻧﺸﻜﺪه ﺑﻬﺪاﺷﺖ، داﻧﺸﮕﺎه ﻋﻠﻮم ﭘﺰﺷﻜﻲ جندیشاپور اهواز، اهواز، اﻳﺮان.
3 اﺳﺘﺎدﻳﺎر، ﻣﺮﻛﺰ تحقیقات ﻋﻮاﻣﻞ اﺟﺘﻤﺎﻋﻲ مؤثر ﺑﺮ ﺳﻼﻣﺖ، ﮔﺮوه آموزش و ارتقای سلامت، داﻧﺸﻜﺪه ﺑﻬﺪاﺷﺖ، داﻧﺸﮕﺎه ﻋﻠﻮم ﭘﺰﺷﻜﻲ جندیشاپور اهواز، اهواز، اﻳﺮان.
doi
10.22123/chj.2020.211432.1395چکیده
مقدمه: سازمان بهداشت جهانی کاهش شیوع رفتار کمتحرکی را تا سال 2025 اولویت اصلی خود ذکر کرده است. یکی از الگوهای جامع اصلاح سبک زندگی، مدل ارتقاء سلامت پندر است. هدف این مطالعه، تعیین مؤلفههای مؤثر الزام به انجام و حفظ فعالیت جسمانی مبتنی بر مدل ارتقاء سلامت پندر در زنان میانسال بود. مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی، دادههای در دسترس طی روزهای مختلف سال 1397 از مراکز خدمات جامع سلامت غرب شهر اهواز بر اساس رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری جمعآوری شدند. این اطلاعات شامل خصوصیات دموگرافیک، الزام به انجام و حفظ فعالیت جسمانی، حمایت اجتماعی، موانع درک شده، خودکارآمدی و لذت درک شده بودند. از شاخص میانگین واریانس استخراج شده و معیار فورنل - لارکر جهت سنجش روایی همگرا و واگرا و از ضرایب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب برای بررسی همسانی درونی استفاده شد. یافتهها: میانگین و انحراف معیار سنی افراد 72/6±22/38 سال بود. موانع قابل کنترل بیشترین (265/0) و موانع غیرقابل کنترل کمترین (152/0) تأثیر را در الزام به انجام و حفظ فعالیت جسمانی داشتند. ضرایب پایایی مرکب موانع قابل کنترل (75/0) و غیرقابل کنترل (79/0) در حد مطلوبی قرار داشتند. نتیجهگیری: مدل ارائه شده از برازش کافی جهت تعیین مؤلفههای اصلی الزام به انجام و حفظ فعالیت جسمانی در زنان میانسال برخوردار بود. توصیه میشود به نقش موانع قابل کنترل و غیرقابل کنترل در کنار لذت درک شده برای الزام به انجام و حفظ فعالیت جسمانی در زنان میانسال توجه ویژهای داشته باشیم.