مطالعۀ تطبیقی قوانین ایران، انگلستان و آلمان دربارۀ ازدواج با فرزندخوانده

نویسندگان

1 استادیار پژوهشکدۀ خانواده دانشگاه شهید یهشتی

2 دکترای حقوق عمومی، دستیار پژوهشی دانشکدۀ فیلولوژی و مطالعات فرهنگی دانشگاه وین، اتریش

doi
10.22059/jcl.2019.279612.633832
چکیده

فرزندخواندگی نهادی حقوقی ‌است که به‌موجب آن یک کودک محروم از خانواده، تحت سرپرستی و حمایت‌های یک خانواده قرار می‌گیرد و به این ترتیب، والدین فرزندپذیر کلیۀ مسئولیت‌های والدین طبیعی نسبت به فرزند را عهده‌دار می‌شوند و رابطۀ والد فرزندی بین این افراد شکل می‌گیرد. اصل آزادی نکاح نیز یکی از اصول مسلم حقوق بشری است. امروزه اصل ممنوعیت ازدواج با محارم یک اصل جهانی است. در جوامع، ادیان و نظام‌های حقوقی مختلف و در سلسلۀ روابط خویشاوندی و خانوادگی طبقاتی وجود دارند که ایجاد پیوند زناشویی بین آنان ممنوع است. در ایران با تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بدسرپرست و بی‌سرپرست مصوب 1392ش و ممنوع کردن ازدواج با فرزندخوانده در زمان حضانت و پس از آن، چنین ازدواجی به تشخیص مصلحت فرزندخوانده از سوی دادگاه صالح مشروط شد، به این دلیل که با عدم ممنوعیت شرعی و سکوت قانون، مواردی از ازدواج با فرزندخوانده وجود داشته است که لااقل با این مقرره انجام چنین ازدواج‌هایی موکول به اجازۀ دادگاه مبتنی بر مصلحت فرزندخوانده خواهد شد و به این ترتیب، از فرزندخوانده در برابر آسیب‌های احتمالی حمایت می‌شود.  این درحالی است که ازدواج با فرزند خوانده در دو کشور دیگر مورد مطالعه، یعنی انگلیس و آلمان، ممنوع است که با مطالعۀ قوانین آن، وضعیت نظام حقوقی این سه کشور با محوریت اصل مصالح عالیۀ کودک و اصل آزادی نکاح تبیین خواهد شد. اگرچه ممنوعیت مشروط این ازدواج در نظام حقوقی ایران و ممنوعیت آن در دو کشور دیگر نشان از دغدغۀ مشترک قانون‌گذار ایران با کشورهای پیش‌گفته دارد، لیکن ظاهراً اصل آزادی نکاح همچنان دارای اهمیت ویژه‌ای بوده و این ممنوعیت را تحت‌الشعاع قرار داده است.