اثر روش های مختلف خاک ورزی و میزان بقایای گیاهی بر عملکرد، اجزای عملکرد و بازده اقتصادی گندم

نویسندگان

1 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات اصلاح و تهیه نهال و بذر، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی خراسان رضوی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، مشهد، ایران

2 استاد، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 استادیار پژوهش، دفتر مرکز CIMMYT در ایران، تهران، ایران

4 دانشجوی دکتری، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی پردیس بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

5 استاد، گروه زراعت، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

doi
چکیده

به­منظور مطالعه اثر روش­های مختلف خاک­ورزی و میزان بقایای گیاهی بر عملکرد، اجزای عملکرد و بازده اقتصادی گندم، آزمایشی به­صورت کرت­های خرد شده در قالب طرح بلوک­های کامل تصادفی با سه تکرار در ایستگاه تحقیقاتی گناباد در سال زراعی 92-1391 اجرا شد. سه روش خاک­ورزی شامل 1- خاک­ورزی متداول (شخم + دیسک + تسطیح + ایجاد فارو + کاشت با خطی­کار)، 2- کم­خاک­ورزی (دیسک + ایجاد فارو + کاشت با خطی­کار) و 3- بی­خاک­ورزی (کاشت با بذرکار کشت مستقیم) در کرت­های اصلی و سه مقدار بقایای گیاهی شامل بدون بقایا، حفظ 30 درصد بقایا و حفظ 60 درصد بقایا در کرت­های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر روش­های خاک­ورزی و میزان بقایا بر تجمع ماده خشک، عملکرد زیست­توده، عملکرد دانه و شاخص برداشت معنی­دار نشد. اثر خاک­ورزی در سطح احتمال 5 درصد فقط بر تعداد سنبله در متر مربع معنی­دار بود. بیشترین عملکرد زیست­توده از تیمار بی­خاک­ورزی به­دست آمد. با افزایش میزان بقایا از صفر به 60 درصد، عملکرد زیست­توده و عملکرد دانه به­طور نسبی افزایش یافت و بیشترین مقادیر آنها از تیمار حفظ60 درصد بقایا حاصل شد، به­طوری­که بیشترین عملکرد دانه از تیمار توام خاک­ورزی متداول با کاربرد 60 درصد بقایا به­دست آمد. از نقطه نظر اقتصادی، تیمار خاک­ورزی متداول با حذف بقایا برترین بود و تیمار کم­خاک­ورزی با حفظ 30 درصد بقایا در رتبه دوم قرار گرفت و در مقایسه با دیگر تیمارهای خاک­ورزی و حفظ بقایا از درآمد خالص بالاتر و نرخ بازده بیشتری برخوردار بودند.