ارتباط گرایش به کارآفرینی، قابلیت بازاریابی و عملکرد شرکت با نقش تعدیلتر شدت رقابت در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و نرمافزارهای رایانهای
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی، گروه مدیریت، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
2 کارشناس ارشد، مدیریت بازرگانی، موسسه آموزش عالی علامه مجلسی، قزوین، ایران
3 فوق دکترا، مدیریت صنعتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22054/ims.2018.9984چکیده
پژوهشهای متعددی که طی چند دهه اخیر در خصوص کاربرد قابلیتهای بازاریابی در شرکتهای تولیدی انجام شده، گویای این واقعیت است که قابلیتهای بازاریابی، کاربردی و مؤثر بوده و میتوانند تأثیرات مثبتی در سطح شرکتها ایجاد نمایند. از طرفی، سازمانها بهطور فزایندهای در موقعیتهایی قرار میگیرند که گرایش داشتن به کارآفرینی برای آنها امری ضروری است و ازاینروست که جهت بقاء و دستیابی به موفقیتهای رقابتی، بهطور فزایندهای به انجام فعالیتهای کارآفرینانه متعهد شدهاند. این پژوهش بر آن است که تأثیر گرایش به کارآفرینی و قابلیتهای بازاریابی را بر عملکرد سازمانی شناسایی کند، زیرا مدیران میتوانند با در نظر گرفتن این عوامل، عملکرد سازمانی را ارتقاء بخشیده و به مزیتهایی نظیر سهم بازار بیشتر و سودآوری بالادست پیدا کنند. بدین منظور، پس از مرور ادبیات مرتبط، مدلی مفهومی از ارتباط میان گرایش به کارآفرینی، قابلیت بازاریابی و عملکرد شرکت با نقش تعدیلگر شدت رقابت و فرضیات پژوهش پیشنهاد شده است. سپس روایی پرسشنامهها با استفاده از روایی صوری، شاخصهای KMO و بارتلت تائید شد. همچنین حصول ضریب آلفای کرونباخ مناسب برای پرسشنامهها نشان از پایایی دادهها داشت. مقادیر مناسب برای سازههای درونزا نشان از کفایت مدل، مقدار مناسب ، نشان از قدرت پیشبینی مناسب مدل در خصوص سازههای درونزا و تائید برازش مناسب مدل ساختاری و نهایتاً مقدار مناسب GOF، نشان از توان مناسب مدل در پیشبینی متغیر مکنون درونزای مدل دارد. برای بررسی فرضیهها و آزمون معنیداری بین متغیرها نیز از خروجی نرمافزار PLS (مقدار t و ضرایب مسیر) استفاده و تمامی فرضیات پژوهش تائید شدند. پژوهشهای متعددی که طی چند دهه اخیر در خصوص کاربرد قابلیتهای بازاریابی در شرکتهای تولیدی انجام شده، گویای این واقعیت است که قابلیتهای بازاریابی، کاربردی و مؤثر بوده و میتوانند تأثیرات مثبتی در سطح شرکتها ایجاد نمایند. از طرفی، سازمانها بهطور فزایندهای در موقعیتهایی قرار میگیرند که گرایش داشتن به کارآفرینی برای آنها امری ضروری است و ازاینروست که جهت بقاء و دستیابی به موفقیتهای رقابتی، بهطور فزایندهای به انجام فعالیتهای کارآفرینانه متعهد شدهاند. این پژوهش بر آن است که تأثیر گرایش به کارآفرینی و قابلیتهای بازاریابی را بر عملکرد سازمانی شناسایی کند، زیرا مدیران میتوانند با در نظر گرفتن این عوامل، عملکرد سازمانی را ارتقاء بخشیده و به مزیتهایی نظیر سهم بازار بیشتر و سودآوری بالادست پیدا کنند. بدین منظور، پس از مرور ادبیات مرتبط، مدلی مفهومی از ارتباط میان گرایش به کارآفرینی، قابلیت بازاریابی و عملکرد شرکت با نقش تعدیلگر شدت رقابت و فرضیات پژوهش پیشنهاد شده است. سپس روایی پرسشنامهها با استفاده از روایی صوری، شاخصهای KMO و بارتلت تائید شد. همچنین حصول ضریب آلفای کرونباخ مناسب برای پرسشنامهها نشان از پایایی دادهها داشت. مقادیر مناسب برای سازههای درونزا نشان از کفایت مدل، مقدار مناسب ، نشان از قدرت پیشبینی مناسب مدل در خصوص سازههای درونزا و تائید برازش مناسب مدل ساختاری و نهایتاً مقدار مناسب GOF، نشان از توان مناسب مدل در پیشبینی متغیر مکنون درونزای مدل دارد. برای بررسی فرضیهها و آزمون معنیداری بین متغیرها نیز از خروجی نرمافزار PLS (مقدار t و ضرایب مسیر) استفاده و تمامی فرضیات پژوهش تائید شدند.