بررسی موردی کژحوزه‌بندی انتخاباتی در پرتو دادرسی اساسی ایالات متحدۀ امریکا و ره‌آورد آن در نظام حقوقی ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی

2 استادیار گروه حقوق عمومی و بین‌الملل دانشکدۀ معارف اسلامی و حقوق دانشگاه امام صادق (ع)

doi
10.22059/jcl.2018.260822.633688
چکیده

پدیدۀ کژحوزه‌بندی انتخاباتی را می‌توان به‌عنوان یکی از مصادیق بارز تعدی به حقوق سیاسی یک ملت و به‌مخاطره انداختن انتخابات آزاد و عادلانه، به‌مثابۀ مهم‌ترین تجلی مردم‌سالاری در یک کشور دانست. در این اقدام غیرقانونی یک جناح سیاسی از طریق اعمال نفوذ و دستکاری در مرزبندی حوزه‌های رأی‌گیری، رأی موثر بخشی از افراد را ازبین می‌برد یا برای بخشی دیگر رأی مؤثر با هدف مهندسی انتخابات ایجاد می‌کند. دیوان عالی فدرال ایالات متحدۀ امریکا در راستای اجرای وظیفۀ دادرسی اساسی به‌طور خاص به این موضوع ورود کرده، قوانینی را که در ایالات مختلف به‌طور مصنوعی به تجزیۀ حوزه‌های انتخاباتی پرداخته و با دستکاری حوزه‌ها، اصل تساوی شهروندان را در انتخاب نمایندگان مطلوب خود نقض کرده‌اند، مغایر قانون اساسی تشخیص داده و ابطال کرده است. در این مطالعۀ توصیفی- تحلیلی که بر اساس داده‌های اسنادی به نگارش درآمده است، نگارندگان به این پرسش می‌پردازند که «نظام دادرسی اساسی ایالات متحده با پدیدۀ کژحوزه‌بندی انتخاباتی چگونه برخورد می‌کند و این بررسی چه دستاوردی برای اصلاح نظام انتخاباتی ایران دارد؟ در این راستا و برای تحلیل عینی این موضوع، قضیۀ «کوپر علیه هریس» را که در سال 2017م در این خصوص در دیوان عالی فدرال امریکا مطرح شده است، بررسی خواهند کرد و از ماحصل آن برای اصلاح نظام حوزه‌بندی انتخابیه در ایران استفاده می‌کنند.