روانشناسی، حکومت‌مندی و نولیبرالیسم

نویسندگان

1 مدرس مدعو دانشگاه علامه طباطبایی

doi
10.22059/jsr.2017.63421
چکیده

مقالة حاضر با هدف بررسی نسبت روان‌شناسی‌گری و مشتقاتش با نولیبرالیسم اقتصادی و حکومت‌مندی به این مسئله می‌پردازد که الگوهای جدید حیات اقتصادی چگونه از خلال علم روان‌شناسی سوژه‌های خود را تأسیس می‌کند. ایدة بازارخودتنظیم‌گر در اقتصاد سیاسی برای تأسیس سوژه‌های خود به سمت تأسیس انسان خودتنظیم‌گر در علم روان‌شناسی حرکت کرده و انسان خودگردان را به مثابه انسان سالم برمی‌سازد. نسبت نولیبرالیسم و روان‌شناسی با منظر حکومت‌مندی در وجه نظری مورد بررسی قرار گرفته و نمونه‌هایی از نظریه‌های روان‌شناسی در این نسبت مورد بحث قرار می‌گیرند. با مروری بر الگوهای روانشناسی‌گری در ایران معاصر در گفتار سیاست‌مداران و مدیران و همچنین بررسی آمارهایی در باب آسیب‌های اجتماعی نشان می‌دهیم که چگونه معضلات نظام‌مند و ساختاری به معضلاتی فردی و روحی فروکاسته می‌شوند و راه‌حل‌های روان‌شناختی در جهت سیاست‌زدایی و اجتماع‌زدایی در لایه‌های زندگیِ اجتماعی رسوخ می‌کنند. برآمدن روان‌شناسیِ عامیانه و رسوخ آن در حیات انسان ایرانی جهت هم‌ارزکردن مکانیسم‌های روحی و شخصیتی با مکانیسم‌های بازار خودتنظیم‌گر بررسی خواهد شد و نشان می‌دهیم که چگونه علم روان‌شناسی در خدمت تحقق این گزاره عمل می‌کند که هر ایرانی یک شرکت تجاری.