گونهشناسی ایستارهای معرفتی دانشجویان نسبت به دین؛(مطالعه موردی دانشجویان دانشگاههای تهران و شریف)
نویسندگان
1 فارغالتحصیل ارشد جامعهشناسی از دانشگاه علامه طباطبایی (ره)
2 دانشجوی دانشگاه تهران
doi
10.22059/jsr.2017.63428چکیده
یکی از پیشرفتهای جامعهشناسی دین فرارَوی از الگوهای صلب و تکبعدی «دینداری» بهسمت الگوهای پیچیدهتر دینداری یا «دینداریها» است. فاقدقدرمشترکبودن افرادی با الگوهای دینداری متفاوت، امکان مقایسة تطبیقی و اندازهگیری در مقیاسی واحد را سلب میکند. چنین وضعیتی ضرورت گونهشناسیِ نسبتهای مختلف افراد با مقولة دین را توجیه میکند. این پژوهش درصدد گونهشناسی ایستارهای معرفتی دانشجویان نسبت به دین است. بهمنظور تعیین موضع و ایستارهای دانشجویان، صرفاً به وجوه معرفتی و نگرشی دانشجویان تاکید شده است و در مواردی که از مسائل عملی پرسش شده، موضع معرفتی فرد نسبت به مسالة مذکور مدنظر بوده است. دادههای این پژوهش از مصاحبههای عمیق با 50 نفر از دانشجویان دانشگاههای تهران و شریف و در دو مرحله بهدست آمدهاند. در این پژوهش از روش نظریة مبنایی برای تحلیل و طبقهبندی دادهها در جهت دستیابی به الگوی گونهشناسی استفاده شده است. چارچوب مفهومی نیز از رفتوبازگشت میان قیاس (ادبیات نظری موجود) و استقراء (دادههای تجربی حاصل از مصاحبههای مرحلة اول) و در شش محور کلی (نگرش به دین و هستیشناسی، انتظار از دین، معرفتشناسی، انسانشناسی، غایت و معنای زندگی و مبانی اخلاقی) تثبیت شده و مبنای مصاحبههای مرحلة دوم قرار گرفته است. نتایج حاصل از کدگذاری دادهها ذیل محورهای صورتبندیشده در چارچوب مفهومی، در قالب مدلی تحلیلی، الگویی چهار وجهی (راهبردهای هستیشناسانه، راهبردهای معرفتی فرد نسبت به دین، موضع فرد نسبت به کیفیت حضور دین در اخلاق اجتماعی و سیاست و بازتاب ایستارهای معرفتی در اتخاذ راهبرد عملی نسبت به دین) را برای گونهشناسی ایستارهای معرفتی دانشجویان نسبت به دین فراهم کرده است.