مفهوم شناسی تمرکززدایی ملی و منطقه‌ای: شناسایی مدل‌های مفهومی و شاخص‌های اندازه‌گیری

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی منطقه‌ای، دانشکده مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

2 استادیارگروه شهرسازی،دانشکده مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

3 دانشیارگروه شهرسازی ،دانشکده مهندسی معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

doi
10.22124/upk.2025.23956.1856
چکیده

بیان مسئله: براساس سیاست­های توسعه منطقه‌­ای، تمرکززدایی از مناطق متمرکز کشور به عنوان یک هدف‌­گذاری کلان مورد توجه برنامه‌ریزان شهری و منطقه­‌ای قرار گرفته است. در کشور‌های در حال توسعه مانند ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تمرکززدایی سیاسی- اداری، مالی- اقتصادی و کالبدی به عنوان سیاست­‌های راهبردی توسعه استان‌­های کشور مدنظر قرار گرفت و گام‌­های اساسی در جهت تمرکززدایی در ایران برداشته شد اما همچنان به عنوان مسئله ای حل نشده در مباحث برنامه‌ریزی منطقه­‌ای قرار گرفته است.هدف: هدف از این پژوهش مفهوم­‌شناسی تمرکززدایی ملی و منطقه­‌ای، شناسایی مدل‌­های مفهومی و شاخص‌­های اندازه‌­گیری است.روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی-تحلیلی است و با توجه به مؤلفه‌­های مورد بررسی، رویکرد حاکم بر آن قیاسی است. در این پژوهش به منظور شناسایی عوامل مؤثر بر تمرکززدایی و تدوین چارچوب نظری از روش کتابخانه­‌ای- اسنادی استفاده شده است.یافته‌ها: مهم‌­ترین عوامل مؤثر بر تمرکززدایی همچون جمعیت، توسعه اقتصادی، درآمد، هزینه، اندازه جغرافیایی، ساختار حکومت، ارائه خدمات، نیروی انسانی متخصص و  میزان دسترسی به دانش و اطلاعات است و 50 شاخص جهت ارزیابی تمرکززدایی انتخاب گردیده است.نتیجه‌­گیری: نتایج نشان ­می­‌دهد که عدم مؤفقیت در تمرکززدایی را می­توان به ساختار حکومتی واحد، عدم واگذاری اختیارات به سطوح منطقه‌­ای و محلی، عدم توجه به تمامی مناطق کشور، عدم توجه به ظرفیت‌­ها و پتانسیل‌­های موجود در سایر مناطق کشور و عدم برنامه­‌ریزی منظم و اصولی دانست. بدین ترتیب، جهت یک نتیجه مثبت و موفقیت­‌آمیز مستلزم تجزیه و تحلیل وضعیت، اولویت‌­بندی موضوعات، ظرفیت سنجی، مشخص کردن اصلاحات، نقش‌­ها و مسئولیت­‌ها و تعیین ذینفعان است.