بررسی تنوع مولکولی برخی از جمعیتهای گشنیز (Coriandrum sativum L.) با استفاده از نشانگرهای RAPD و SCoT
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد ژنتیک و بهنژادی گیاهی، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
2 دانشیار، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
3 دانشیار، گروه تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.
doi
10.22103/jab.2025.24705.1650چکیده
هدف: گشنیز یکی از گیاهان دارویی است که از دیرباز در مناطق مختلفی از ایران و جهان کشت میگردد. گشنیز با فرمول ژنومی 2n=2x=22، گیاهی دیپلوئید و ایران چهارمین تولید کننده این محصول در جهان است. این تحقیق به منظور بررسی تنوع ژنتیکی، تعیین شباهت و تفاوت جمعیّتهای مختلف گشنیز با استفاده از نشانگرهای RAPD و SCoT صورت گرفت. مواد و روشها: تعداد 16 جمعیت گشنیز از سه استان خراسان جنوبی، یزد و کرمان جمعآوری و مورد مطالعه قرار گرفت. در این آزمایش به ترتیب از 12 آغازگر RAPD و 20 آغازگر SCoT جهت بررسی تنوع مولکولی استفاده شد. در تجزیه دادهها از نرمافزارهای NTSYSpc.2.2، SPSS.V26 و Excel.2020 استفاده شد. نتایج: از 12 آغازگر RAPD 10 تا و از 20 آغازگر SCoT 15 مورد چندشکلی نشان دادند. در کل، آغازگرهای RAPD و SCoT، به ترتیب ۴۰ و 86 نوار با وضوح بالا تولید نمودند. درصد چندشکلی در نشانگرهای RAPD وSCoT، به ترتیب 100 و 67/97 درصد به دست آمد. آغازگرهای RD6، RD8 و SC11، SC13 بیشترین نوار (۵ و ۹ نوار) را تکثیر نمودند. مقدار متوسط شاخصهای PIC، MI، EMR و RP برای نشانگرهای RAPD و SCoT به ترتیب برابر با 43/0، 69/1، 4، 81/2 و 38/0، 09/2، 49/5، 38/3 برآورد گردید. بیشترین شباهت ژنتیکی بین کرمان - زرند، یزد – بهاباد، سیرجان – بافت، کرمان – بافت، بیرجند – خوسف و کمترین شباهت ژنتیکی بین سربیشه – بهاباد، بهاباد – بم، بیرجند - بهاباد، بیرجند – یزد، بهاباد - زرند به دست آمد. تجزیه خوشهای بر اساس دادههای RAPD و SCoT، جمعیتهای مختلف را در سه خوشه گروهبندی نمود. تجزیه به مختصات اصلی بر اساس دادههای RAPD و SCoT به ترتیب 82/50 و 97/52 درصد از کل واریانس را توجیه کرد. نتیجهگیری: نشانگرهای مورد استفاده به خوبی توانستند جمعیتهای گشنیز را از یکدیگر متمایز کنند. نرخ بالای چندشکلی RAPD و SCoT نشان داد که این نشانگرها برای تجزیه تنوع ژنتیکی در جمعیتهای گشنیز کارآمد است. کارایی دو نشانگر تقریباً یکسان بود، لیکن بر اساس شاخصهای محاسبهشده SCoT کمی بهتر از RAPD در تمایز جمعیتها شناخته شد. توجیه درصد کمی از تغییرات توسط مولفهها نشان داد که آغازگرها پراکندگی مناسبی بر روی ژنوم داشتند و لذا به خوبی انتخاب شده بودند. نتایج نشان داد که درون جمعیتهای هر استان تشابه ژنتیکی نسبتاً بالا و بین جمعیتهای استانهای مختلف تشابه ژنتیکی کمتری وجود داشت. جهت حصول حداکثر هتروزیس، تلاقی جمعیتهای سربیشه × بهاباد، بهاباد × بم، بیرجند × بهاباد، بیرجند × یزد و بهاباد × زرند توصیه میگردد.