ارزیابی تنوع ژنوتیپ های گندم نان و دوروم بر اساس خصوصیات زراعی و برخی از صفات مرفولوژیک در شرایط بدون تنش و تنش خشکی آخر فصل

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه

2 دانش آموخته کارشناسی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه

3 دانشیار ،گروه زراعت و اصلاح نباتات، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه.

4 دانشجوی دکتری گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده کشاورزی دانشگاه مراغه

5 دانش آموخته کارشناسی ارشد پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه

doi
چکیده

به منظور بررسی تنوع ژنتیکی و اثر تنش خشکی آخر فصل بر عملکرد دانه و برخی از صفات مرفولوژیک گندم، مطالعه­ای با 56 ژنوتیپ گندم در سال زراعی 90-1389 در مزرعه تحقیقاتی پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه در قالب طرح لاتیس مستطیل با سه تکرار در شرایط بدون تنش و تنش خشکی آخر فصل انجام شد. نتایج حاصل از تجزیه واریانس مرکب نشان داد که اختلاف معنی­داری بین ژنوتیپ­های مورد آزمایش از لحاظ صفات عملکرد دانه، تعداد دانه در سنبله، وزن هزار دانه، عملکرد سنبله، بیوماس، شاخص برداشت و ارتفاع گیاه در سطح احتمال یک درصد وجود داشت. در اثر تنش خشکی انتهای فصل، به طور متوسط عملکرد سنبله 5/34 درصد، بیوماس 30 درصد، عملکرد دانه 2/27 درصد، تعداد دانه در سنبله 6/21 درصد، وزن هزار دانه 9/15 درصد، شاخص برداشت 13/6 درصد، ارتفاع گیاه 64/5 درصد، طول سنبله 37/1 درصد و وزن پدانکل 15/0 درصد کاهش، ولی طول پدانکل و طول میانگره ماقبل آخر به ترتیب 47/1 و 20/0 درصد افزایش یافت. در هر دو شرایط نرمال و تنش خشکی، بین عملکرد دانه با طول میانگره ماقبل آخر و نیز بین بیوماس با شاخص برداشت، همبستگی منفی و بسیار معنی­داری مشاهده شد، در حالی که همبستگی بین تعداد دانه در سنبله با شاخص برداشت و ارتفاع گیاه با طول سنبله مثبت و بسیار معنی­دار بود. تحلیل همبستگی بین عملکرد دانه در شرایط بدون تنش و تنش خشکی آخر فصل با شاخص‌های تحمل به خشکی نشان داد که شاخص‌های STI، MP و GMP مناسب­ترین شاخص­ها جهت شناسایی ژنوتیپ­های پرمحصول در هر دو شرایط بدون تنش و تنش خشکی بودند. بر این اساس، ژنوتیپ­های مغان 1، نوید، گلستان، داراب 2 و مرودشت دارای بیشترین عملکرد دانه در هر دو شرایط آزمایشی بودند.