اسپینوزا، فیلسوف یا عارف؟

نویسندگان

1 استاد یار گروه فلسفه دانشگاه اصفهان

doi
10.22091/pfk.2004.346
چکیده

اسپینوزا از فیلسوفان قرن 17 اروپاست. به جهت آن‌که وی کل هستی را جوهری واحد می‌داند، برخی او را عارف وحدت وجودی انگاشته‌اند، اما با توجه عمیق‌تر به فلسفه وی معلوم می‌شود که او را نه تنها نمی‌توان عارف دانست بلکه وی از زمره فیلسوفان متجدد و پیرو دکارت (کارتزین)است و همان‌طور که فلسفه جدید مبتنی بر محوریت بشر و اندیشه اومانیستی است، فلسفه اسپینوزا نیز از این امر مستثنا نیست و لذا اندیشه او را نمی‌توان عرفانی دانست.برخی از محورهای مهم تعارض اندیشه اسپینوزا با اندیشه عرفانی و نزدیکی آن به اندیشه مدرن عبارت است از:1ـ روش اندیشه؛ 2ـ مبنا و اساس؛ 3ـ رابطه عالم با خداوند؛ 4ـ مراتب هستی؛ 5ـ حقیقت؛6 ـ اختیار و آزادی.