بازخوانی پروبلماتیک نسبت قدرت و فرهنگ

نویسندگان

1 دانشگاه ایلام

2 دانشجو دکتری مطالعات برنامه درسی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22059/jsr.2017.62205
چکیده

هدف مقاله حاضر، ارائه یک خوانش جدید از رابطه قدرت و فرهنگ در جامعه نوین است. بر این اساس، تلاش گردیده بر مبنای یک توصیف مفهومی، رویکردهای متعارف در خصوص معانی قدرت و فرهنگ و نیز نسبت این دو سازه اجتماعی از گذشته‌های دور تا آستانه قرن حاضر، پی‌جویی گردد. نگارندگان بر اساس یک سنخ‌شناسی از رویکردها، سه رویکرد: اول، محافظه‌کارانه و رسمی. دوم، ایده‌آلیستیک و الهیاتی و بنابراین نو محافظه‌کارانه و سوم رادیکال و انتقادی را در باب نسبت قدرت و فرهنگ، شناسایی نموده‌اند. برآمد مجموعه بحث‌های مطرح‌شده در نوشتار حاضر، این نتیجه کلی است که فراتر از ایده مارکس (که فرهنگ را دست‌پرورده سلطه و صرفاً به خاطر حفظ منافع اقتصادی می‌دانست)، فرهنگ همچون برساخته قدرت و مواد آن اما برای نیل به مقاصدی چون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. درواقع قدرتمندان با دست‌کاری، ایجاد و بازتولید فرهنگ علاوه بر استمرار و تحکیم منافع اقتصادی، به استفاده نمادین از آن‌که همان کسب سرمایه نمادین و پرستیژ اجتماعی است، علاقه‌مندند.