نسبتسنجی وضعیت کودکان دارای معلولیت با مصالح عالیۀ کودک در پرتو قوانین ایران و اسناد بینالمللی
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22059/jcl.2019.288491.633885چکیده
کودکان به دلیل عدم اتمام رشد و تکامل در ابعاد مختلف، مستعد آسیب و نیازمند حمایت و دقت نظر بیشتر نسبت به افراد بالغ هستند. در این میان کودک معلول بهواسطۀ ضعف و نقص نسبتاً پایدار در جسم یا روان زمینۀ آسیبپذیری بیشتری را داشته، به همین سبب نیازمند حمایتهای ویژه است. کنوانسیون حقوق کودک 1989م (CRC)، کنوانسیون حقوق افراد دارای معلولیت 2006م (CRPD) و قانون حمایت از حقوق معلولان 1397ش ازجمله اسناد قانونی مرتبط در حوزۀ حمایت از کودکان معلول در ایران است. سند نخست، سندی تخصصی در زمینۀ حقوق کودک بوده، در مادۀ 23 خود بهطور ویژه کودک معلول را مورد توجه قرار میدهد. سند دوم نیز با اینکه رویکردی عمومی دارد، در مادۀ 7 ذیل عنوان «کودکان دارای معلولیت»، به این گروه از افراد توجه داشته است. قانون 1397ش نیز رویکردی عمومی دارد و بخش جداگانهای برای کودک معلول درنظر نگرفته است. بااینحال، مسائل مربوط به کودک را میتوان تاحدی از طریق تفسیر مواد این قانون حل و فصل کرد. مقالۀ حاضر با بیان پیشینهای از وضعیت قانونگذاری در حوزۀ معلولان و تعریف کودک دارای معلولیت، به بررسی سه سند قانونی یادشده پرداخته و با تحلیل آنها مترصد یافتن کیفیت مراعات مصالح عالیۀ کودک بهعنوان اصلی تعیینکننده در تصمیمات مربوط به کودک در ایران است. یافتهها حاکی از آن است که رویکرد اتخاذشده درCRC و CRPD در راستای توانمندسازی کودک معلول میباشد؛ درحالی که رویکرد قانون 1397ش رویکردی صرفاً حمایتی است و در موارد بسیار محدودی به توانمندسازی عنایت داشته است.