خشونت خانگی علیه زنان؛ مطالعۀ تطبیقی سنت زنبرادرستانی و خواهرزنستانی از منظر حقوق و فرهنگ
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
2 کارشناس ارشد ایرانشناسی، فرهنگ و آداب و رسوم، دانشگاه گیلان
doi
10.22059/jcl.2019.276138.633800چکیده
خشونت خانگی علیه زنان از مهمترین خشونتهاست. خشونتدیدگی عواملی گوناگون دارد، ولی گاه طی فرایندی در بستر فرهنگی شکل میگیرد. برای نمونه، برخی رفتارها که بر پایۀ معیارهای حقوقی و جرمشناختی خشونتآمیزند، در بستر فرهنگی، بهنجارند. پرسش اصلی این مقاله با تکیه بر عامل فرهنگ این است که از دیدگاه حقوقی، آیا بهنجار شمرده شدنِ رفتاری خشونتآمیز در فرهنگی خاص، وصف خشونت را زایل میکند؟ به این منظور در مطالعهای کیفی با روش نمونهپژوهی، الگوهای ازدواج زنبرادر ستانی و خواهرزن ستانی در گیلان تحلیل شد. یافتهها نشان دادند این الگوهای ازدواج که از طرف اعضای جامعة محلی بهنجار محسوب میشوند، زنان را با آسیبهایی مواجه میکنند. بنابراین، جز در مواردی که طرفین بر اساس رضایت واقعی و مبتنی بر تصمیمی آزادانه ازدواج میکنند، بر پایۀ دو معیار اجبار و ضرر، سنت فرهنگی یادشده میتواند از نظر حقوقی مصداق خشونت باشد. در این شرایط مؤثرترین راهکار برای رفع خشونت، تغییر الگوهایی فرهنگی است که دیگر کارکرد لازم را در جامعه ندارد.