تحلیل بیزی بازده تبلیغات در صنعت لبنیات ایران با الگوی اشباع و قیف فروش
نویسندگان
1 دانشیار اقتصاد کشاورزی (تولید و مدیریت)، دانشگاه سید جمال الدین اسدابادی، اسدآباد، همدان
doi
10.30490/aead.2025.367476.1682چکیده
پژوهش حاضر با هدف پاسخ به شکاف موجود در ادبیات تبلیغات یعنی، فقدان یک چارچوب کمی و دادهمحور برای سنجش نقش نسبی رسانهها در مراحل مختلف قیف فروش در صنایع مصرفی ایران، بهویژه صنعت لبنیات، طراحی شد. تاکنون، مطالعات مشابه بیشتر بر کل اثر تبلیغات تمرکز کرده و کمتر به تفکیک سهم هر رسانه در مراحل آگاهی، علاقه، تمایل و اقدام پرداختهاند. در مطالعة حاضر، از مدلسازی ترکیب رسانهای مبتنی بر استنباط بیزی استفاده شد، که امکان برآورد دقیق و همزمان اثر رسانهها و رفتار اشباع تبلیغاتی را فراهم میآورد. بدین منظور، دادههای پانل شامل ۱۴۴ مشاهده هفتگی از فروش شش ویژند (برند) لبنی طی تیر تا آذر ۱۴۰۳ گردآوری و تحلیل شد. برای سنجش رفتار اشباع، تابع مایکل- منتن به کار گرفته شد و برای بررسی سیاستهای مختلف تخصیص بودجه رسانهای، شبیهسازی مونتکارلو به اجرا درآمد. نتایج پژوهش نشان داد که مرحله آگاهی بهتنهایی ۳۵ درصد از فروش نهایی را تبیین میکند و سهم سه مرحله علاقه، تمایل و اقدام، در مجموع، ۶۵ درصد است. بدین ترتیب، تبلیغات تلویزیونی عمدتاً در آگاهی اثرگذار است، اما سریعاً به سطح اشباع میرسد و بازده نزولی پیدا میکند؛ در مقابل، تبلیغات دیجیتال اثر ماندگارتر و قویتر بر مراحل میانی و پایانی قیف دارد. تحلیل سناریوها حاکی از آن بود که ترکیب بهینه شامل ۴۵ درصد تلویزیون، چهل درصد دیجیتال و پانزده درصد رادیو بیشترین افزایش فروش (هجده درصد) را ایجاد میکند. این نتایج تأکید میکند که راهبرد تبلیغاتی موفق، به جای افزایش بودجه مطلق، باید بر تخصیص بهینه مبتنی بر داده و شناخت رفتار اشباع رسانهها استوار باشد.